صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

شنبه 9/5/1389
با تذكر مسئولين، فعاليت شبكه خبري ملت متوقف شد             احتمال طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس             مقام رهبري: دولت امریکا غیرقابل اعتماد است             افزایش قیمت برق ، یک دولت را ساقط کرد             تحلیل رویترز از واکنش احمدی‌نژاد به تهدید اوباما             احمدي‌نژاد: ايران قدرتمندترين كشور دنياست             لاریجانی: احترام به قانون احترام به ملت است             محدودیت برای پرواز هواپیماهای ایران به اروپا             مخالفت ترکیه با تحریم ایران             مقام رهبری: دولت باید به آنچه قانون شده است عمل کند             رئيس‌جمهور حق سرپيچي از قانون را ندارد             احمدی نژاد بدون اينكه خم به ابرو بياورد از مشایی حمايت مي كند             آغاز ميهماني سبز طبيعت گرامي باد             سفرهای نوروزی با 71 کشته و مجروح آغاز شد             صادرات بی رویه ابزار شکنجه هولناک از اروپا به سراسر دنیا            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

اكبر محمدي قرباني ناهنجاري‌هاي جامعه

 زمان ارسال : شنبه 1385/5/14 ساعت 4:33:47 PM          کد : 5287        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

دكتر عليرضا رحيمي بروجردي*

یکبار دیگر حقوق بشر و امنیت اجتماعی در جامعة ایرانی سیلی خورد و جوانی ساده ولی پرشور و خروش را روانة دیار نیستی کرد؛ جوانی که مثل همة جوانان دیگر، می‏خواست شنیده شود، اما گوشی برای شنیدن یافت نمی‏شد، پس سخت‏ترین و دردناک‏ترین مسیر را برای شنیدن انتخاب کرد، حتی اگر برای مدتی کوتاه باشد.

خبر درگذشت اکبر محمدی که در واقعة کوی دانشگاه در تیرماه ۱۳۷۸، همراه برادرش و چند نفر دیگر دستگیر و روانة حبس شد، دل را آزرده کرد و البته این واقعة غم‏انگیز نیز تاریخ مصرفی دارد و پس از چندی از نظرها محو و از خاطره‏ها می‏رود. به‏طور قطع، اکثریت قریب به‏اتفاق جامعة ایرانی از این موضوع و وقایعی شبیه به آن، مطلع نیستند و سر درگریبان خود دارند. تنها جمعی معدود که تعدادشان بسیار قلیل و اکثریتشان در خارج از وطن سکنی گزیده‏اند، برای مدت زمانی، تنور خبر را گرم نگه می‏دارند تا به‏تعبیر خود، افشاگری کنند وضعیت نابسامان حقوق بشر در ایران را و از این‏طریق بتوانند فشارهای بین‏المللی را بر حاکمیت بیشتر کنند. به‏تعبیری درگذشت اکبر محمدی‏ها، شاید بهانه‏ای باشد برای اپوزیسیون که به مقابله برخیزند علیه جمهوری اسلامی و یکبار دیگر هر گروهی حرف‏های خود را که شاید با هم یکسان نباشند، در گوش خبرگزاری‏های داخلی و خارجی بخوانند.

اما امروز من از آن سبب که اکبر محمدی برادر دانشجوی سابقم منوچهر محمدی بود، نمی‏خواهم نوحه‏سرائی کنم که آن دردی را دوا نمی‏کند، هرچند منوچهر که هنوز در حبس است و در دو درسی که در دانشکده با من داشت، خوب شناختمش و با روحیات و اخلاقش آشنا شدم و اگر برادرش هم مثل او می‏بود، بدا به‏حال کسانی‏که با ساده‏دلانی درافتاده‏اند که اگر حاکمیت می‏توانست فضائی چندصدائی ایجاد و زمینة فعالیت سیاسی- اجتماعی متکثر را برای علاقه‏مندان فراهم کند، شاید می‏توانست در آینده همین افراد را به استخدام نظام درآورد و بیشترین خدمت از طرف آن‏ها را نصیب جامعه کند، اما صدافسوس که مسیر به اشتباه طی طریق می‏شود و نیروهای مستعد فراوانی باید هرز روند. دلیل چیست و چه کسانی مقصرند؟ جمله‏ای معترضه اضافه کنم که مشکلات جامعه تنها به این موضوع تمام نمی‏شوند و مسائل مختلفی ذهن اندیشمندان را به‏خود مشغول کرده است، اما انگار گوشی برای شنیدن نیست.

باز می‏پرسم: دلیل چیست و چه کسانی مقصرند؟ به اعتقاد من، هنجار‏های اجتماعی در هر جامعه نشسته بر چهارپایه‏ای است که اگر یکی از آن‏ها‏ سست شود، چهارپایه واژگون می‏شود و هنجارها به ناهنجارها تبدیل می‏شوند. چهار ستون عبارتند از: جامعه، نهادهای واضع و مجری قوانین جامعه، دستگاه قضا و روشنفکران. باید دلیل را در این چهار رکن جستجو کرد و تقصیر را بر گردن آن‏ها انداخت. در کنار مردم، نهادهای تأثیرگذار جامعه چون نظام آموزشی، رسانه‏های دیداری و شنیداری، مطبوعات و.... می‏توانند در روند جامعه تأثیرات فراوانی داشته باشند و زمینة ظهور جامعه‏ای چندصدائی را فراهم کنند. جامعه‏ای که نسبت به آینده‏اش بی‏تفاوت بماند، با "بحران" اخلاقی و فرهنگی شدید روبه‏رو باشد، خود را وامدار دولت بداند، نفع‏طلبی شخصی را شاخص تصمیمات خود قرار دهد، مسیر نظام مردم‏سالارانه را به خطا رفته باشد، چندصدائی نباشد، رسانه‏ها و مطبوعات خودسانسوری پیشه کرده باشند و مسائلی از این‏دست؛ ملتهب خواهد بود و نسبت به بسیاری از ناهنجاری‏های مرسوم مقصر. در چنین جامعه‏ای حضور برخی گروه‏ها و مردم در برخی از صحنه‏های سیاسی- اجتماعی، دلیلی نیست بر هوشیاری و حساسیت جامعه نسبت به تحولات پیرامونی که ممکن است القاء شده باشد از طرف برخی از نهادهای تصمیم‏گیرنده که کنترل جامعه را در اختیار خود دارند.

دراین میان، لایه‏های ناپیدا و نامحسوسی در کل حاکمیت به‏وجود می‏آیند که بر حسب سلیقه، به اعمال بعض قوانین مبادرت می‏کنند اگر باب میلشان باشد و اگر نباشد، حتی قوانین وضع‏شده از طرف حاکمیت را هم، نادیده می‏گیرند، بنابراین کلیة رفتارهای جامعه باید مطابق با خواسته‏های آن‏ها صورت پذیرد، درغیراین‏صورت با روش‏های مختلف با آن برخورد می‏کنند و اصطلاحاً ریشه‏اش را می‏سوزانند. خودمحوری چنین گروه‏های نامحسوس، تا آن‏جا پیش می‏رود که حاکمیت را هم به چالش می‏کشانند، دلسوزان دولت و مجموعة نظام را با مشکلات روبه‏رو می‏کنند و مردم را در مقابل آن‏ها قرار می‏دهند، مصائب مختلفی را بر جامعه تحمیل می‏کنند و هزینه‏های بالائی را به‏گردن مردم و نظام می‏اندازند. بدیهی است که این گروه هرگز نقد مشفقانة دلسوزان را برنمی‏تابند و حتی با اندیشمندان جامعه نیز برخوردی قهرآمیز اختیار می‏کنند. به‏طور معمول، بخش قابل توجهی از این گروه در قوة قضائیه سکنی می‏گزینند و با اختیارات فراوانی که در اختیار می‏گیرند، حتی عرصه را تنگ می‏کنند بر دلسوزان این نهاد، تا آن‏ها بر عاقبت کارشان نگران و بر آخرتشان هراسان و نالان شوند. اعتقاد دارم بیشترین ضربه را نظام از این قسمت متحمل می‏شود، یعنی بی‏عدالتی در دستگاه قضا، که زمینة لازم را برای بروز ناهنجاری‏های دیگر در جامعه مهیا و پایه‏های نظام را سست می‏کند.

مردم، تحمل بسیاری از مشکلات را در حوزه‏های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و.... دارند، اما بی‏عدالتی دستگاه قضا، کمر جامعه را می‏شکند و اگر آن، نهادینه شود هیچ مظلومی را ملجایی نیست و جامعه، خمود و افسرده خواهد شد. با این‏همه، وظیفة روشنفکران چیست که یکی از ستون‏های اصلی جوامع نوین هستند، و آن‏ها باید چه تدابیری از خود بروز نمایند؟ اگر روشنفکران عرق ملی نداشته باشند و تنها بر عقاید و اندیشه‏های ایدئولوژیکی خود اصرار ورزند، نه‏تنها از حاکمیت فاصله و در مقابل آن قرار می‏گیرند که از مردم و واقعیت‏های اجتماعی نیز دور می‏شوند، تو گوئی آب در هاون می‏کوبند و تلاش‏های‏شان اثر مطلوبی در جامعه ندارد.

اعتقاد دارم یکی از مشکلات اساسی روشنفکران ایرانی، سست بودن پایه‏های فرهنگی آن‏ها در تبیین نظام مردم‏سالارانه است. بسیاری از این گروه، همچون بسیاری از وابستگان به حاکمیت، تحمل نظامی چندصدائی را ندارند و با تقسیم‏کردن یکدیگر به جریان‏های مختلف فکری، یعنی همان اصطلاح خودی و غیرخودی که قایل هستند برخی از لایه‏های فکری حاکمیت به‏آن، به تقابل دیدگاه‏های یکدیگر می‏پردازند. پس، باید جریان یا افرادی در رسانه‏ها و سایت‏های خبری اپوزیسیون به‏شدت بزرگنمایی شوند و در مقابل، افراد و گروه‏هایی در انزوا قرار ‏گیرند و تا لحظة مرگشان حرفی از آن‏ها نباشد، اکبر محمدی از جملة آن‏ها بود.

به‏این ترتیب، زمانی‏که روشنفکران جامعه نتوانند تکلیفشان را با خودشان حل کنند، چگونه می‏توانند اعتماد جامعه را جلب کرده و در آن‏ها نفوذ کنند؟ کثیری از این افراد وقتی به استخدام حاکمیت درآیند، تئوریسین برنامه‏های او می‏شوند و از هیچ کوششی برای حفظ قدرت دریغ نخواهند کرد، اما وقتی به‏ دلیلی از حاکمیت جدا می‏مانند، اپوزیسیون را تشکیل می‏دهند و نظامی دموکراتیک را در "ادبیات غیرایرانی"، جستجو می‏کنند. گم‏بودن هدف و تفرق آراء روشنفکران ایرانی درخصوص تبیین نظامی مردم‏سالارانه و مبارزه با استبداد از طرفی و فاصلة آن‏ها با واقعیت‏های موجود در جامعة کنونی ایرانی و خواسته‏های مردم از طرف دیگر، زمینة ناهنجاری‏های عدیده‏ای را موجب شده است. بنابراین به‏نظر می‏رسد که در شرایط کنونی جامعة ایران، چهار ستون اصلی تبدیل ناهنجاری‏ها به هنجارها، سست هستند که همین امر سبب شده است، بسیاری از ناهنجاری‏ها در زمینه‏های مختلف پدیدار گردند و هزینه‏های فراوانی را بر جامعه مترتب نماید که مرگ اکبر محمدی، بخش کوچکی از آن‏است.

* استاد دانشگاه تهران

 از همين نويسنده:

 در سوگ قانا

عكس‌العمل ايران به حملات  اسرائيل

 تماميت آرمان

در همين  ارتباط:

توضیحات وزیر دادگستری درباره مرگ اکبر محمدی

متهم حادثه كوي دانشگاه در زندان در گذشت  


   14/5/1385 - 6:39:27 PM    
مانمی دانیم در این کشور که دم از اسلام می زنند چرا حقوق جوانان را رعائت نمی کنند وچرا زندانیان سیاسیمان این جور حقوقشان پایمال می شود مگر خداوند انسان را ازاد نیافریده است پس چرا ازادی بیان در این کشور باید با کرفتن جان یکی باشد چرا چرا چه کسی مسئول گرفتن جان جوانان هست فقط برای اینکه بگویند ما هم زنده هستیم در کشوری که بیکاری یکی از معضلات است اگر جوانان در دانشگاه هم حرف نزنند پس باید بروند چکار کنند

   15/5/1385 - 8:55:21 AM  قریشی  
تحلیل بسیار ارزنده و متفکرانه ای از ناهنجاریهای جامعه ایرانی صورت گرفت و البته جای تقدیر و تشکر فراوان دارد. سئوال اینجاست که چه کسانی در جامعه ایرانی جوابگوی بروز این قبیل ناهنجاریها هستند و اصلا چرا کسی یا نهادی در مقابل آن عکس العملی از خود نشان نمیدهد؟ چرا جامعه و دیگران هیچ چیز نمیگویند و اصلا چرا این قبیل موضوعات در جامعه تحلیل درست نمیشود؟ واقعا جای تاسف دارد. از جناب دکتر هم به دلیل بیان نظراتشان عمیقا تشکر میکنیم.

   22/5/1385 - 1:49:59 PM    
chand roozy ast ke hadis hazrat rasool ra darbareye defa az
mazloom ra az televizion mibinim .vali chegoone ast ke sedaye
mazloomany ke dar nazdikie ma hastand shenide nemishavad

   30/8/1385 - 1:54:57 PM    
واقعادلم به حال مردمي مي سوزه كه از خبر شهيدان راه آزادي آينده ايران از دست اهريمن سياه دل بي خبرند. ياد منوچهر محمدي به خير.

   20/11/1385 - 7:28:50 PM    
خداوند شهيدان راه ازادي شهيد همت، شهيد باكري ، شهيد چمران و ديگرشهيدان انقلاب را رحمت كند و شهيد نماها را رسوا

   6/12/1385 - 3:09:56 AM    
اگر واقعا اينها شهيد راه آزادي آينده ايران هستند برين و تحقيق كنين كه در 18 تير 87 از كجا خط مي گرفتند اگر دوست داريد بدانيد آمريكا و وطن فروشان و خائنان داخليشان كه ملت ايران پوزه همه شان را به خاك ماليده است. خدا همه شان را هدايت و اگر قابل هدايت نيستند نابود سازد.

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.