صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

شنبه 9/5/1389
با تذكر مسئولين، فعاليت شبكه خبري ملت متوقف شد             احتمال طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس             مقام رهبري: دولت امریکا غیرقابل اعتماد است             افزایش قیمت برق ، یک دولت را ساقط کرد             تحلیل رویترز از واکنش احمدی‌نژاد به تهدید اوباما             احمدي‌نژاد: ايران قدرتمندترين كشور دنياست             لاریجانی: احترام به قانون احترام به ملت است             محدودیت برای پرواز هواپیماهای ایران به اروپا             مخالفت ترکیه با تحریم ایران             مقام رهبری: دولت باید به آنچه قانون شده است عمل کند             رئيس‌جمهور حق سرپيچي از قانون را ندارد             احمدی نژاد بدون اينكه خم به ابرو بياورد از مشایی حمايت مي كند             آغاز ميهماني سبز طبيعت گرامي باد             سفرهای نوروزی با 71 کشته و مجروح آغاز شد             صادرات بی رویه ابزار شکنجه هولناک از اروپا به سراسر دنیا            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

در سوگ "قانا"

 زمان ارسال : دوشنبه 1385/5/9 ساعت 8:45:32 AM          کد : 5090        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه خارجی]

نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم
دکتر علیرضا رحیمی بروجردی

خبر شهادت بیش از ۶۰ نفر از کودکان و زنان روستای "قانا" در جنوب لبنان، مشابه آنچه که ده سال پیش اتفاق افتاده بود، دل تمامی انسانهای آزاداندیش را به درد آورد و اشک از دیدگان جاری ساخت. دیشب که این خبر را شنیدم از خود بی خود شدم و ساعتها مات و مبهوت به اطراف می نگریستم. کاری از من ساخته نبود و بجز این قلم شکستة ناتوان محزون که واژه ها را به درستی نمی شناسد و عاجز است از بیان ظلم و محنت و دردی که بر مردم لبنان، فلسطین، افغانستان و عراق می رود، سلاحی دیگر برای مقابله با دشمنان بشریت ندارم.

لحظه ای احساس کردم تمامی یارانم در کنارم هستند و گوئی همه با هم بلند می گریستیم. بر اسب خیال سوار شدم و خیلی زود، خود را به خرابه های "قانا" رساندم و در کنار مردم بی دفاع آنجا آرام گرفتم؛ باورمان نمی شد. راستی چگونه است! زنان و کودکانی که مظلومانه و در سخت ترین شرایط زندگی و زیر رگبار موشک و خمپاره، شاخه های زیتون صلح و دوستی را به عالمیان هدیه می کنند، باید قربانی هدف های شوم صهیونیست های جنایتکار شوند؟ رعشه بر انداممان افتاده بود و خشم سراپای وجودمان را دربر داشت. فریادمان در گلو خفه شده بود و دستانمان از رمق افتاده بودند. احساس "خون" می کردیم. نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم. ستارگان سوسو میزدند، آسمان لباس سیاه بر تن کرده بود، پرندگان، های های می گریستند، باد از خشم نعره میزد و درختان می لرزیدند.

لحظه ای احساس کردم یکی از یارانم با چشمانی گریان و صورتی همچون خورشید، در چشمانم خیره شده و می گوید: زمان موعود فرا رسیده است. وقت حرکت است. باید کاری کرد! چیزی نگفتم و فقط در دل با او همدردی کردم، یعنی همان کاری که امروز همة ما تکرار می کنیم، حتی از حوزه های فقه و اصول هم صدائی رسا که بتواند شرایط را به نفع مسلمانان تغییر دهد، به گوش نمی رسد؛ گوئی همه سر در گریبان خود فرو برده اند و درد و فریاد مسلمانان بی دفاع را نمی شنوند!

خیانت و جنایت شرم آگین صهیونیست ها به شدت آزارمان می داد. اینان که به همراه آمریکا و با حمایت برخی دولتهای غربی و شیوخ منطقه و ملاهای جیره خوارشان، با موشک های لیزری و بمب های چند تنی به کشتار مسلمانان بی دفاع آمده اند و درنده خو به هر طرف هجوم می آورند و تو گوئی تمامی سازمان های بین المللی هم خفقان گرفته اند؛ به دنبال محو فرهنگ اسلام راستین و قلع و قمع مبارزان مسلمان هستند، اما زهی خیال باطل! آنها نمی دانند که خون شهید، خون انقلاب است و هر شهید، تولد هزاران مجاهد دیگر را نوید می دهد. باری، در این افکار غوطه ور بودیم که نزدیک بود سپیدی سحر، از افق شرق چهره نمایان کند و شب، لباس سیاه خویش را بدرد و نور امید را به تن بی حس ما بدمد. پرندة سپید خونین منقار که از قسمت شمالی شرق به سوی خاور اوج می گرفت، امیدهایمان را قوت بخشید و قلبمان را آرامش داد و قدمهایمان را محکمتر و دستانمان را فشرده تر و اتحادمان را پیوسته تر کرد. وقت نماز صبحگاهی بود. وضو گرفتیم و در عالم خیالی شیرین و دلچسب، استوار و فشرده در کنار مبارزان لبنانی و فلسطینی و شانه به شانة هم، به نماز ایستادیم. چهره های شجاع و بی باک شهیدانمان از مقابلمان می گذشتند و صراط مستقیم را نشانمان میدادند.

آری، اینان الگوی مجسم و عینی پیام سیدالشهداء و قیام کربلا هستند که در صحنة عمل و با خون خویش، شاهد تمامی اعصار شدند تا یکبار دیگر خون اسلام را در رگهای مسلمانان اقصی نقاط عالم به جریان اندازند تا شاید اندیشمندان و روشنفکران از خواب بیدار شوند، به خود آیند و چهرة شوم استکبار را که با تمامی توان به جنگ با اسلام آمده است، شناسائی کنند. آنان که در حضیض ذلت و خواری در کمین نشسته اند و با کمک نظم نوین بین الملل و رسانه های خبری درصددند تا دستان چرکین و آلودة خود را به خون فرزندان غیور اسلام آغشته کنند، غافل از آنند که زمانشان به سر رسیده است. آمریکا و اسرائیل و همپیاله های آنها باید بدانند که از پس هر شب تیره، فردایی روشن است و سیاهی به تن کسانی می ماند که با سرنوشت ملتها بازی میکنند.

ای سیه گونه گان! آیا می پندارید که سرخی روی مجاهدین لبنانی و فلسطینی را می توانید با خمپاره های سرد و بی روح خود کبود کنید؟ چه پندار باطل و بیهوده ای! ببینید که شهیدانمان چگونه با آغوش باز، به استقبال حجلة شهادت میروند. ما را از خون و شهادت باکی نیست که قوت ماست اگر رنج و ترس و وحشت و عذاب شماست. نماز که تمام شد، خورشید هم جلوه نمائی کرد. به خود گفتیم منت خدای را که خورشیدمان دمید تا زشتی و نکبت روی سیه کاران، عیان و چهرة پلیدی را که زیر نقاب دموکراسی و حقوق بشر نهان کرده اند، بر همگان آشکار شود. خورشید در این روز خونین، ۶۰ بار بیشتر، بدنمان را گرمی خواهد بخشید و توانمان را برای رویارویی با ابلیس مست و جغد شوم فزونی خواهد داد. منتظر باشید که در لحظات نزدیکی، انتقام خون شهیدان لبنانی و فلسطینی را با چنگ و دندان آتشین، از شما خواهیم گرفت. منتظر باشید!

ازهمین نویسنده:

عکس العمل ایران به حملات اسرائیل

 


   11/5/1385 - 1:02:35 PM  مهتاب  
چه زیبا و با شکوه. نوشته های دکتر رحیمی بروجردی همیشه برایم تازگی و طراوت بالائی داشته اند. متشکرم از انتخاب نوشته های استاد خوبم.

   19/8/1385 - 12:33:48 AM    
آقای رحیمی بگوئید ببینم شما از کشی وحشتی داری که کشته های ایرانی را بشمارید یا اینکه شما هم لبنانی هستید؟؟؟؟؟؟

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.