صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

سه شنبه 20/11/1388
افروغ: در 22 بهمن از شعارهاي ضد وحدت ملي پرهيز شود             سيد محمد خاتمي: در حرکت اصلاح‌طلبی به بیگانه چشم ندوخته‌ایم              رئيس‌مجلس: دولت به اجرای متن قانون بپردازند             آغاز عمليات اجرايي توليد سوخت هسته‌اي             روحاني: مي خواهيم همه 70 ميليون ايراني در قدرت سهيم باشند             مگر رضازاده دکتر است که به ما آمپول می زد؟             57 نماينده مجلس: نگذارید مرتضوی از تعقیب قضايي مصون بماند             هزينه اينترنت در ايران گران‌تر از قيمت‌هاي جهاني             احمد توكلي : دولت بر خلاف مصوبه مجلس عمل كرده است             درخواست مطهری از موسوي: مانند علي(ع) از حق خود بگذريد             اعتراض به برخورد گزينشي صدا و سيما با كلام امام خميني(ره)             آمادگي ايران براي عملياتي كردن توافق هسته‌اي             قالیباف: با استفاده از خرد جمعی می توانیم امور را اصلاح کنیم             موسوي: مقاومت مردم ميراث گرانبهاي انقلاب اسلامي است             پيشرفت ها نتيجه "آزادي و آزادفكري" است            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

در سوگ "قانا"

 زمان ارسال : دوشنبه 1385/5/9 ساعت 8:45:32 AM          کد : 5090        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه خارجی]

نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم
دکتر علیرضا رحیمی بروجردی

خبر شهادت بیش از ۶۰ نفر از کودکان و زنان روستای "قانا" در جنوب لبنان، مشابه آنچه که ده سال پیش اتفاق افتاده بود، دل تمامی انسانهای آزاداندیش را به درد آورد و اشک از دیدگان جاری ساخت. دیشب که این خبر را شنیدم از خود بی خود شدم و ساعتها مات و مبهوت به اطراف می نگریستم. کاری از من ساخته نبود و بجز این قلم شکستة ناتوان محزون که واژه ها را به درستی نمی شناسد و عاجز است از بیان ظلم و محنت و دردی که بر مردم لبنان، فلسطین، افغانستان و عراق می رود، سلاحی دیگر برای مقابله با دشمنان بشریت ندارم.

لحظه ای احساس کردم تمامی یارانم در کنارم هستند و گوئی همه با هم بلند می گریستیم. بر اسب خیال سوار شدم و خیلی زود، خود را به خرابه های "قانا" رساندم و در کنار مردم بی دفاع آنجا آرام گرفتم؛ باورمان نمی شد. راستی چگونه است! زنان و کودکانی که مظلومانه و در سخت ترین شرایط زندگی و زیر رگبار موشک و خمپاره، شاخه های زیتون صلح و دوستی را به عالمیان هدیه می کنند، باید قربانی هدف های شوم صهیونیست های جنایتکار شوند؟ رعشه بر انداممان افتاده بود و خشم سراپای وجودمان را دربر داشت. فریادمان در گلو خفه شده بود و دستانمان از رمق افتاده بودند. احساس "خون" می کردیم. نشستیم و به مهتاب و شب خونین نگه کردیم. ستارگان سوسو میزدند، آسمان لباس سیاه بر تن کرده بود، پرندگان، های های می گریستند، باد از خشم نعره میزد و درختان می لرزیدند.

لحظه ای احساس کردم یکی از یارانم با چشمانی گریان و صورتی همچون خورشید، در چشمانم خیره شده و می گوید: زمان موعود فرا رسیده است. وقت حرکت است. باید کاری کرد! چیزی نگفتم و فقط در دل با او همدردی کردم، یعنی همان کاری که امروز همة ما تکرار می کنیم، حتی از حوزه های فقه و اصول هم صدائی رسا که بتواند شرایط را به نفع مسلمانان تغییر دهد، به گوش نمی رسد؛ گوئی همه سر در گریبان خود فرو برده اند و درد و فریاد مسلمانان بی دفاع را نمی شنوند!

خیانت و جنایت شرم آگین صهیونیست ها به شدت آزارمان می داد. اینان که به همراه آمریکا و با حمایت برخی دولتهای غربی و شیوخ منطقه و ملاهای جیره خوارشان، با موشک های لیزری و بمب های چند تنی به کشتار مسلمانان بی دفاع آمده اند و درنده خو به هر طرف هجوم می آورند و تو گوئی تمامی سازمان های بین المللی هم خفقان گرفته اند؛ به دنبال محو فرهنگ اسلام راستین و قلع و قمع مبارزان مسلمان هستند، اما زهی خیال باطل! آنها نمی دانند که خون شهید، خون انقلاب است و هر شهید، تولد هزاران مجاهد دیگر را نوید می دهد. باری، در این افکار غوطه ور بودیم که نزدیک بود سپیدی سحر، از افق شرق چهره نمایان کند و شب، لباس سیاه خویش را بدرد و نور امید را به تن بی حس ما بدمد. پرندة سپید خونین منقار که از قسمت شمالی شرق به سوی خاور اوج می گرفت، امیدهایمان را قوت بخشید و قلبمان را آرامش داد و قدمهایمان را محکمتر و دستانمان را فشرده تر و اتحادمان را پیوسته تر کرد. وقت نماز صبحگاهی بود. وضو گرفتیم و در عالم خیالی شیرین و دلچسب، استوار و فشرده در کنار مبارزان لبنانی و فلسطینی و شانه به شانة هم، به نماز ایستادیم. چهره های شجاع و بی باک شهیدانمان از مقابلمان می گذشتند و صراط مستقیم را نشانمان میدادند.

آری، اینان الگوی مجسم و عینی پیام سیدالشهداء و قیام کربلا هستند که در صحنة عمل و با خون خویش، شاهد تمامی اعصار شدند تا یکبار دیگر خون اسلام را در رگهای مسلمانان اقصی نقاط عالم به جریان اندازند تا شاید اندیشمندان و روشنفکران از خواب بیدار شوند، به خود آیند و چهرة شوم استکبار را که با تمامی توان به جنگ با اسلام آمده است، شناسائی کنند. آنان که در حضیض ذلت و خواری در کمین نشسته اند و با کمک نظم نوین بین الملل و رسانه های خبری درصددند تا دستان چرکین و آلودة خود را به خون فرزندان غیور اسلام آغشته کنند، غافل از آنند که زمانشان به سر رسیده است. آمریکا و اسرائیل و همپیاله های آنها باید بدانند که از پس هر شب تیره، فردایی روشن است و سیاهی به تن کسانی می ماند که با سرنوشت ملتها بازی میکنند.

ای سیه گونه گان! آیا می پندارید که سرخی روی مجاهدین لبنانی و فلسطینی را می توانید با خمپاره های سرد و بی روح خود کبود کنید؟ چه پندار باطل و بیهوده ای! ببینید که شهیدانمان چگونه با آغوش باز، به استقبال حجلة شهادت میروند. ما را از خون و شهادت باکی نیست که قوت ماست اگر رنج و ترس و وحشت و عذاب شماست. نماز که تمام شد، خورشید هم جلوه نمائی کرد. به خود گفتیم منت خدای را که خورشیدمان دمید تا زشتی و نکبت روی سیه کاران، عیان و چهرة پلیدی را که زیر نقاب دموکراسی و حقوق بشر نهان کرده اند، بر همگان آشکار شود. خورشید در این روز خونین، ۶۰ بار بیشتر، بدنمان را گرمی خواهد بخشید و توانمان را برای رویارویی با ابلیس مست و جغد شوم فزونی خواهد داد. منتظر باشید که در لحظات نزدیکی، انتقام خون شهیدان لبنانی و فلسطینی را با چنگ و دندان آتشین، از شما خواهیم گرفت. منتظر باشید!

ازهمین نویسنده:

عکس العمل ایران به حملات اسرائیل

 


   11/5/1385 - 1:02:35 PM  مهتاب  
چه زیبا و با شکوه. نوشته های دکتر رحیمی بروجردی همیشه برایم تازگی و طراوت بالائی داشته اند. متشکرم از انتخاب نوشته های استاد خوبم.

   19/8/1385 - 12:33:48 AM    
آقای رحیمی بگوئید ببینم شما از کشی وحشتی داری که کشته های ایرانی را بشمارید یا اینکه شما هم لبنانی هستید؟؟؟؟؟؟

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.