صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

شنبه 9/5/1389
با تذكر مسئولين، فعاليت شبكه خبري ملت متوقف شد             احتمال طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس             مقام رهبري: دولت امریکا غیرقابل اعتماد است             افزایش قیمت برق ، یک دولت را ساقط کرد             تحلیل رویترز از واکنش احمدی‌نژاد به تهدید اوباما             احمدي‌نژاد: ايران قدرتمندترين كشور دنياست             لاریجانی: احترام به قانون احترام به ملت است             محدودیت برای پرواز هواپیماهای ایران به اروپا             مخالفت ترکیه با تحریم ایران             مقام رهبری: دولت باید به آنچه قانون شده است عمل کند             رئيس‌جمهور حق سرپيچي از قانون را ندارد             احمدی نژاد بدون اينكه خم به ابرو بياورد از مشایی حمايت مي كند             آغاز ميهماني سبز طبيعت گرامي باد             سفرهای نوروزی با 71 کشته و مجروح آغاز شد             صادرات بی رویه ابزار شکنجه هولناک از اروپا به سراسر دنیا            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

تمامیت آرمان

 زمان ارسال : شنبه 1385/3/13 ساعت 10:44:36 AM          کد : 3490        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

دکتر علیرضا رحیمی بروجردی

فردا سالروز رحلت امام خمینی (ره) و روز پس از آن، گرامیداشت قیام پانزده خرداد سال ۱۳۴۲ هجری شمسی است. دو مناسبتی که به طور شگفت انگیزی به دنبال هم آمده اند، به هم گره خورده اند و هرکدام میتواند تفسیری برای دیگری باشد.

امام خمینی از پانزده خرداد طلوع کرد و غروب جسمانیش، روز قبل از آن بود؛ امٌا، دنبال هم آمدن این دو واقعه به صورتی تقدیر شده اند که قیام پانزده خرداد باید با حرکت جسمانی خمینی از دنیا به عالم برتر آغاز گردد و هرگونه تفسیری از نهضت مردمی ملت ایران علیه جور و ستم، باید با نام و یاد او آغاز گردد که این هم از شگفتیهای تاریخ است!

شاید تاریخ خواسته است به آزادگان یادآوری کند که طریقه آزادگی و آزادمنشی، حراست و پاسداری از اندیشه های امام خمینی است. مبارزی که به جز نیک بختی، آرامش، سربلندی، عزٌت و عظمت ایران و مسلمین، آرزوئی دیگر در سرنداشت؛ که چه شورانگیز آرزوئی است؛ آرزوی رهبر آزاده ای که امروز بسیاری از آزادگان و مصلحان جهان به نیکی از او یاد می نمایند و به تفسیر و ترجمه سخن او برای ملتهای خود می پردازند تا بتوانند یک نظام سیاسی مبتنی بر قسط و اخلاق و معنویت بنا نهند.

خمینی می خواست نظامی بر پایه قسط بنا نهاد و اخلاق و معنویت اسلامی را در تمامی شریانهای آن، جاری سازد؛ امٌا هیچگاه از اسلام، استفاده ابزاری نکرد و اگر سیاست را همراه دین می خواست، اما دین سیاست زده آرزو نمی کرد. او آرزو نداشت که اصول سیاست را با ((سلیقه های دینی)) تبیین نمایند، هرچند آن نظام سیاسی را جستجو می کرد که دین زده و دین گریز نباشد. او نمیخواست که رفتارهای مردان سیاست و دین در عرصه ملوٌن دیپلماسی، تفسیری از دین باشد که اشتباه در رفتار سیاسی به اشتباه اصول دین تفسیر گردد. او هرگز آرزو نداشت که سلیقه و خواسته عدهای بهنام دین و معنویت تعبیر گردد که از آن ابزاری برای رسیدن به ایده آلهای خود بهره برداری نمایند.

رفتار و کردار و گفتار او را طی تمامی سالهای مبارزه بنگرید که او هرگز نمی خواست کسی را با زور و تهدید روانه بهشت نماید. او آزادگی و آزادمنشی توأم با اخلاق و معنویت را برای ملت خود جستجو می کرد و تحقق چنین آرزوئی را مستلزم مبارزه ای خستگی ناپذیر در ((نفس)) می دانست و چنین مبارزه ای را به خود فرد وا می گذاشت.

بدین سان، خمینی را تنها یک آرمانگرا که به دنبال ایجاد مدینه ای فاضله- بدون حضور مردم- باشد، نمی شناسیم که او را یک واقعگرا می بینیم که شناخت کامل نسبت به جهان پیرامونی و خلقیات مردم داشت. او مبارزی بود که نه تنها دنیا و روابط پیچیده مسلط بر آنرا به خوبی می شناخت، بلکه ملت و جامعه خود را به درستی درک می نمود و بر همین اساس، توانست همه را با خود در جهت استقرار نظام ((جمهوری اسلامی)) هم آوا نماید و اعتماد قاطبه ملت، بالخصوص جوانان را به دست آورد که اگر هر نوع نظام سیاسی دیگری را هم ندا می داد، مردم لبیک می گفتند و در جهت استقرار آن جانفشانی می نمودند. بنابراین، چگونگی حرکت او و رابطه اش با مردم و خواسته های آنان، می تواند درسی برای بسیاری از مکاتب سیاسی باشد که امروزه در آکادمیهای بزرگ جهانی تعلیم داده میشود.

خمینی را نه تنها باید مظهر استقامت و مبارزه شناخت، که او نمادی از اخلاق، معنویت، صداقت و یکروئی بود و چنین ویژگی هائی را نه تنها برای تمامی ملتها آرزو می کرد، بلکه می خواست از آن تدبیر و شاخصی برای سردمداران حکومتی – حداقل در کشور خود- بسازد. او آرزو می کرد به تربیت نسلی بپردازد که حرف و عملشان یکی باشد، که البته آرزوئی بس بزرگ و سخت است؛ که او نیز همانگونه می زیست که سخن می گفت و تناقض در رفتار و گفتار را برنمی تابید. برای او سیاست و مبارزه، عین زندگی بود و زندگی را با لطافت و شور تفسیر می کرد و پیروانش را در مکتب اشراق و عرفان آبدیده می نمود. یعنی، او همه چیز را به مثابه ((مبارزه)) تفسیر می کرد و تمامی توانش را در بهتر به ثمر رساندن آن معطوف می نمود؛ به همین دلیل بود که همیشه مسئولیت اعمال خویش را حتی در سختترین شرایط، می پذیرفت و با ((اقتدار)) تصمیم می گرفت و زیست می کرد و از مبارزه ای که در پیش گرفته بود، لذت می برد و همیشه احساس شادی می کرد؛ در سختترین شرایط مبارزه، هیچگاه اثرات یأس و نومیدی در چهره و گفتارش هویدا نبود.

بدین سان مبارزه از او نه تنها یک رهبر سیاسی ساخته بود، که همه او را یک سالک دینی و معنوی می شناختند؛ سالکی که از تمامی تمنیٌات غیرضرور خود را مبری می ساخت و اینگونه بود که موفق به دیدن شگفتی هائی می شد و عوالمی را درک می نمود که خیلی از مردان طریقت و رؤیت، از دیدن آن عاجز بودند. برای او مبارزه شادی آور بود، که زندگی را جز مبارزه تفسیر نمی نمود، حتی مرگ را نیز بخشی از مبارزه می دانست و مرگ را زمانی حزن انگیز می دانست که در بستر فرد بی انگیزه و دور از مبارزه، به سراغش بیآید، چرا که به هنگام مبارزه، مرگ نه تنها دردناک نیست که پیامآور افتخارات و شادی هاست که او نیز مظهر شور و شادی و سرور بود؛ او فریاد مرگ نبود که فریاد مبارزه برای یک زندگی آبرومند بود و او را فریاد تخاصم و درگیری نمی شناسند که نمادی از تعامل و درک جهانیان بود. مرگ جسمانی او روز قبل از سالروز پانزدهم خرداد، نمادی از تمامیت مبارزه اوست.


   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.