صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

شنبه 9/5/1389
با تذكر مسئولين، فعاليت شبكه خبري ملت متوقف شد             احتمال طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس             مقام رهبري: دولت امریکا غیرقابل اعتماد است             افزایش قیمت برق ، یک دولت را ساقط کرد             تحلیل رویترز از واکنش احمدی‌نژاد به تهدید اوباما             احمدي‌نژاد: ايران قدرتمندترين كشور دنياست             لاریجانی: احترام به قانون احترام به ملت است             محدودیت برای پرواز هواپیماهای ایران به اروپا             مخالفت ترکیه با تحریم ایران             مقام رهبری: دولت باید به آنچه قانون شده است عمل کند             رئيس‌جمهور حق سرپيچي از قانون را ندارد             احمدی نژاد بدون اينكه خم به ابرو بياورد از مشایی حمايت مي كند             آغاز ميهماني سبز طبيعت گرامي باد             سفرهای نوروزی با 71 کشته و مجروح آغاز شد             صادرات بی رویه ابزار شکنجه هولناک از اروپا به سراسر دنیا            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

به کجا چنین شتابان؟

 زمان ارسال : چهار شنبه  1388/6/25 ساعت 9:18:27 AM          کد : 32993        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

عليرضا رحيمي بروجردي

رهبر جمهوری اسلامی ایران در خطبه دوم نماز جمعه  که مصادف با شهادت مولی‏الموحدین علی‏ابن ابیطالب(ع) شده بود، مطالب بسیار مهمی عنوان کردند که بخش قابل توجهی از آن بیانات نه تنها مورد قبول و وثوق تمامی عاشقان راه آزادی و نظام جمهوری اسلامی است، بلکه بسیاری از واژه‏ها و عبارات مقام رهبری، طی سی سال سرمه چشم همه منتظران منجی عالم بشریت است تا سرانجام، طلیعه آزادی و عدالت نه تنها بر میهن عزیز ایران دمیده شود، بلکه بر سراسر گیتی سایه افکند.


نویسنده این یادداشت کوتاه، نماینده هیچ گروه و دسته یا افراد خاصی نیست و تنها از زبان خود سخن می‏گوید: اعتقاد بر اینست که، مخالفین روند کنونی، دولت فعلی و وقایع پس از انتخابات، نه تنها با نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی مخالف نیستند، برعکس اگر با وضعیت پیش‏آمده مخالفت کرده و هنوز بر اعتراض خود پافشاری می‏کنند، معتقدند که نظام در خطر است و روند کنونی در صورت ادامه، به انهدام و ازبین رفتن تمامی آرمان‏های امام راحل و نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید. اعتقاد بر اینست که، بحران شدیدی بر کشور حاکم شده و این بحران با دستگیری‏های رو به گسترش و شایعه بازداشت افرادی چون مهندس موسوی و حجت‏الاسلام کروبی درحال گسترش است. اعتقاد بر اینست که دولت دهم قصد انتقام‏گیری از مخالفان خود را دارد و برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. اعتقاد بر اینست که....... به راستی باید پرسید: به کجا چنین شتابان برای به خطر انداختن اساس نظام و تمامی آرمان‏های اصیل انقلاب اسلامی؟

بخشی از دلایل ادعاهای بالا را در نوشته‏های پیشین عنوان کرده‏ام و نکات ظریف دیگری را در یادداشت‏های آتی خواهم آورد؛ در این‏جا اما می‏خواهم به طرح نکاتی بپردازم که نه تنها رهبر عزیز بلکه هیچکدام از مدافعان روند کنونی به آن‏ها پاسخ روشنی نداده‏اند که برای خیل کثیری از معترضین که عاشق اسلام و نظامی که ریشه در خون شهدای فرزندانشان دارد، قانع کننده باشد. نکات بسیاری که اگر به صورت شفاف و صریح پاسخ داده نشوند، بحران و آشوب همچنان باقی خواهند ماند و مردم را در مقابل تمامیت نظام قرار خواهد داد. پاره‏ای از این موضوعات را در ادامه دسته بندی کرده تا انشاءالله دلسوزان نظام چاره‏اندیشی کرده و اجازه ندهند که گروهی تمامیت‏خواه، جامعه را با بحران‏های بیشتری مواجه کنند:

1- به دلایل بسیاری هنوز اعتقاد بر اینست که در انتخابات تقلب صورت گرفته و بنابراین، مشروعیت دولت کنونی زیر سئوال رفته است. اعتراف گیری‏ها و تهدیدها و دستگیری‏های گسترده هم هرگز نخواهند توانست جواب قانع کننده‏ای برای چنین اعتقادی باشد، بلکه برعکس، بر حقانیت و درستی ادعای معترضین می‏افزاید.

2- به چه دلایل و مجوزی، معترضین به انتخابات را دشمن نظام می‏دانند و خود را حق می‏پندارند؟

آیا خیل کثیری که به روند فعلی معترض‏اند و جواب خود را تنها با تهدیدهای پیاپی دریافت می‏کنند، از شهروندان ایرانی نیستند و باید آن‏ها را "پیاده نظام" دشمن معرفی کرد؟

چرا با این روش مردم را در مقابل هم قرار می‏دهند و چنددستگی بوجود می‏آورند؟

آیا به راستی قرار نیست این افراد که اتفاقاً بخش قابل توجهی از اندیشمندان، فضلا و روحانیون، دانشگاهیان، هنرمندان، متخصصان، خانواده شهدا و جوانان برومند این مرز و بوم را تشکیل می‏دهند، در ساختن فردای ایران سرافراز شریک و سهیم باشند؟

و آیا اصلاً مگر از پیاده نظام دشمن می‏توان انتظار همکاری و مشارکت برای سازندگی داشت؟

3- آیا اگر بزرگانی از این مُلک که نزد همه آبرو و اعتبار دارند با چگونگی پیدایی دولت فعلی مخالفت ورزند و با حسن نیت اعتقاد داشته باشند که به آرای مردم جفا شده است، باید بی‏آبرو و اعتبار شده و آن‏ها را وابسته به آمریکا و دشمن معرفی کرد؟

اصلاً چرا باید چنین فرهنگی در جامعه نهادینه شود که بزرگان و رهبران سیاسی-مذهبی مخالف را وابسته به دشمن معرفی کرد؟

آیا کسانی‏که در قدرت هستند، نگران نیستند که با نهادینه شدن این فرهنگ، آن‏ها نیز در دوره‏ای دیگر مشمول چنین اتهاماتی خواهند شد؟

4- چرا هنوز طیف وسیعی از فضلای حوزه و دانشگاه، دولت دهم را به رسمیت نشناخته و گروهی از مراجع، دولت دهم را غیرشرعی معرفی کرده‏اند؟

چه کسی باور می‏کند که تمامی این بزرگان، بازیچه دست دشمنان خارجی قرار گرفته‏اند؟

چرا به جای آسیب شناسی شرایط کنونی، گروه مسلط تنها درصدد پاک کردن صورت مسئله است و هرکسی آنها را تأیید نکند باید در طیف عوامل خارجی قرار گرفته و بنابراین، حذف شود؟

آیا چنین روندی به اطاق فکر جامعه که وظیفه تولید اندیشه برای رشد و توسعه جامعه را دارد، لطمات جدی وارد نمی‏آورد؟

5- تا چه وقت قرار است که مخالفین شناخته شده از امنیت اجتماعی برخوردار نباشند و هر لحظه آماده بازداشت و احیاناً مشمول اعتراف گیری‏های ساختگی قرار گیرند؟

معترضین به انتخابات تا کی باید خبر دستگیری افراد مختلف را بشنوند و دلشان به حاکمیت، چرکین‏تر شوند؟

چه کسی باور خواهد کرد که این افراد پس از آزادی، انگیزه خدمت و مشارکت با حاکمیت را داشته باشند؟

چرا گروهی باید گروه دیگری را این چنین منزوی کنند و هنوز باور داشته باشند که می‏توانند با استفاده از نیروهای متخصص به قدرت اول منطقه تبدیل شوند، درحالی‏که بعید نیست همین سرنوشت در انتظار گروه مسلط باشد.

6- چرا دستگیرشدگان هرچه سریع‏تر آزاد نشده و از آنها دلجویی نمی‏شود؟

آیا تا کنون گروه مسلط از خود پرسیده است که ادامه بازداشت و دستگیری این افراد و ادامه این روند بی‏سابقه چه عواقبی برای آینده نظام خواهد داشت؟

چرا باید آتش سهمگینی زیر خاکستر ایجاد کرد که با نسیم ملایمی شعله‏ور شده تا همه چیز و همه کس را بسوزاند و آن‏گاه نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!

7- عوامل خودسر چه کسانی هستند؟

لباس شخصی‏ها از چه گروه و پست و مقامی هستند؟

تجاوزکنندگان و اهانت کنندگان و قاتلان دستگیرشدگان و زندانیان چه کسانی هستند؟

چرا اینها به مردم معرفی نمی‏شوند و دادگاه علنی برای جنایت‏هایشان تشکیل نمی‏شود؟

چرا از تریبون‏های رسمی اعلان می‏شود کسانی‏که مرتکب این جنایت‏ها شده‏اند از دشمنان هستند، درحالی‏که قبلاً بر اساس بند 2 و 3 این یادداشت، دشمن را قبلاً به مردم معرفی کرده بودند؟

یعنی معترضین و مخالفین خودشان یکدیگر را دستگیر، شکنجه، مجبور به اعتراف‏گیری یا کشته‏اند؟

چه کسی از آحاد ملت می‏تواند چنین ادعاهای مضحکی را باور کند؟

8- چرا حاکمیت برای تلطیف فضا و برگرداندن آرامش، به جای نشان دادن انعطاف و تدبیر عقلایی، اجازه می‏دهد که گروه مسلط برای معترضین، خط و نشان بکشد و آن‏ها را تهدید کند؟

چرا گروهی فکر می‏کنند با تهدید و ارعاب می‏توانند کنترل اوضاع را بدست گیرند؟

آیا قرار نیست که جامعه در مسیر عقلایی قرار گیرد و مردم با آرامش در صحنه‏های مختلف به کار و فعالیت مشغول شوند؟

آیا فکر نمی‏کنند تا زمانی‏که این روند و شیوه برخورد با معترضین ادامه داشته باشد، جامعه رنگ آرامش را نخواهد دید و تمامیت نظام با چالش‏ها و مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد؟

9- چرا حاکمیت طوری نشان داده که نمی‏خواهد حرف معترضین را گوش کند و با سوءظن نسبت به آنها نگاه می‏کند؟

چرا حاکمیت کاری کرده که نشان دهد معترضین در صف مخالفین و دشمنان نظام هستند؟

فایده این رفتار و نگاه چیست، به نفع چه کسانی است و حاکمیت از این رفتار چه سودی خواهد برد؟

10- آیا تمامی نکات بالا و بسیاری از موضوعات مشابهی که در اینجا مجال طرحشان نبوده، دلیل بر آن نیستند که باید برای آینده نظام جمهوری اسلامی ایران نگران بود و در صورت ادامه این روند (رفتار و عملکرد دولت حدیث مفصل دیگری دارد که باید در فرصت دیگری بررسی شوند)، تمامیت نظام با چالش‏های فراوانی مواجه خواهد شد؟

در پایان، یکبار دیگر تکرار کنم که نباید صورت مسئله را پاک کرد. پرسش‏های بسیاری ذهن کثیری از مردم جامعه را به خود مشغول کرده و رفتار کنونی حاکمیت، بر سوءظن‏های پدیدآمده به طور مرتب اضافه می‏کند. اندیشمندان و دلسوزان واقعی، نگرانند و وظیفه سران نظام است که این نگرانی را پاس داشته، به آن احترام گذاشته و به سادگی از کنار آن عبور نکنند. گوشی برای شنیدن وجود داشته باشد و تا دیر نشده، کار شایسته و خردمندانه‏ای باید کرد.

فکر نکنیم که با سرکوب، تهدید یا حتی نصیحت و موعظه می‏توان معترضین را ساکت کرد یا حتی با استفاده از آخرین کارت بازی، یعنی دستگیری افرادی چون موسوی و کروبی غائله تمام می‏شود که اگر خدای ناکرده، اجازه داده شود که چنین اشتباه استراتژیکی از طرف دولت صورت گیرد، تازه آغاز ماجرا خواهد بود. ماجرایی بس بزرگ و دلهره‏آور.


   25/6/1388 - 1:03:18 PM  فاطمه زهرا توکلی  
خیلی ممنون از اینکه مقاله ارزشمند استاد ما را برای آگاهی خوانندگانتان چاپ کردید. شنیده ام که آقای دکتر رحیمی بروجردی درحال حاضر تحت فشار زیادی است و ما نمیدانیم چه کاری از دستمان برمی آید. موفق باشین.

   26/6/1388 - 8:01:06 AM  مردم  
این حرفها را ما همه می دانیم مسئولین نمی دانند که فکر می کنم مثل افرادی هستند که خود را به خواب زده اند.

   27/7/1388 - 3:04:01 PM    
آقای بروجردی به خاطر مقاله خوبتان از شما متشکرم . من قبلا واقعا یکی از طرفداران پروپاقرص نظام بودم اما بعد از حوادث اخیر و شکنجه مردم در بازداشتگاه ها نه تنها از نظام و کلیتش متنفر شدم بلکه تمامی خدماتی که قبلا برای مردم به طور رایگان انجام میدادم تامردم از نظام دل چرکین نشوند را حذف کرده و انجام نمیدهم تا میزان نارضایتی و واقع بینی مردم افزایش یابد

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.