صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

سه شنبه 20/11/1388
افروغ: در 22 بهمن از شعارهاي ضد وحدت ملي پرهيز شود             سيد محمد خاتمي: در حرکت اصلاح‌طلبی به بیگانه چشم ندوخته‌ایم              رئيس‌مجلس: دولت به اجرای متن قانون بپردازند             آغاز عمليات اجرايي توليد سوخت هسته‌اي             روحاني: مي خواهيم همه 70 ميليون ايراني در قدرت سهيم باشند             مگر رضازاده دکتر است که به ما آمپول می زد؟             57 نماينده مجلس: نگذارید مرتضوی از تعقیب قضايي مصون بماند             هزينه اينترنت در ايران گران‌تر از قيمت‌هاي جهاني             احمد توكلي : دولت بر خلاف مصوبه مجلس عمل كرده است             درخواست مطهری از موسوي: مانند علي(ع) از حق خود بگذريد             اعتراض به برخورد گزينشي صدا و سيما با كلام امام خميني(ره)             آمادگي ايران براي عملياتي كردن توافق هسته‌اي             قالیباف: با استفاده از خرد جمعی می توانیم امور را اصلاح کنیم             موسوي: مقاومت مردم ميراث گرانبهاي انقلاب اسلامي است             پيشرفت ها نتيجه "آزادي و آزادفكري" است            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

به کجا چنین شتابان؟

 زمان ارسال : چهار شنبه  1388/6/25 ساعت 9:18:27 AM          کد : 32993        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

عليرضا رحيمي بروجردي

رهبر جمهوری اسلامی ایران در خطبه دوم نماز جمعه  که مصادف با شهادت مولی‏الموحدین علی‏ابن ابیطالب(ع) شده بود، مطالب بسیار مهمی عنوان کردند که بخش قابل توجهی از آن بیانات نه تنها مورد قبول و وثوق تمامی عاشقان راه آزادی و نظام جمهوری اسلامی است، بلکه بسیاری از واژه‏ها و عبارات مقام رهبری، طی سی سال سرمه چشم همه منتظران منجی عالم بشریت است تا سرانجام، طلیعه آزادی و عدالت نه تنها بر میهن عزیز ایران دمیده شود، بلکه بر سراسر گیتی سایه افکند.


نویسنده این یادداشت کوتاه، نماینده هیچ گروه و دسته یا افراد خاصی نیست و تنها از زبان خود سخن می‏گوید: اعتقاد بر اینست که، مخالفین روند کنونی، دولت فعلی و وقایع پس از انتخابات، نه تنها با نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی مخالف نیستند، برعکس اگر با وضعیت پیش‏آمده مخالفت کرده و هنوز بر اعتراض خود پافشاری می‏کنند، معتقدند که نظام در خطر است و روند کنونی در صورت ادامه، به انهدام و ازبین رفتن تمامی آرمان‏های امام راحل و نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید. اعتقاد بر اینست که، بحران شدیدی بر کشور حاکم شده و این بحران با دستگیری‏های رو به گسترش و شایعه بازداشت افرادی چون مهندس موسوی و حجت‏الاسلام کروبی درحال گسترش است. اعتقاد بر اینست که دولت دهم قصد انتقام‏گیری از مخالفان خود را دارد و برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. اعتقاد بر اینست که....... به راستی باید پرسید: به کجا چنین شتابان برای به خطر انداختن اساس نظام و تمامی آرمان‏های اصیل انقلاب اسلامی؟

بخشی از دلایل ادعاهای بالا را در نوشته‏های پیشین عنوان کرده‏ام و نکات ظریف دیگری را در یادداشت‏های آتی خواهم آورد؛ در این‏جا اما می‏خواهم به طرح نکاتی بپردازم که نه تنها رهبر عزیز بلکه هیچکدام از مدافعان روند کنونی به آن‏ها پاسخ روشنی نداده‏اند که برای خیل کثیری از معترضین که عاشق اسلام و نظامی که ریشه در خون شهدای فرزندانشان دارد، قانع کننده باشد. نکات بسیاری که اگر به صورت شفاف و صریح پاسخ داده نشوند، بحران و آشوب همچنان باقی خواهند ماند و مردم را در مقابل تمامیت نظام قرار خواهد داد. پاره‏ای از این موضوعات را در ادامه دسته بندی کرده تا انشاءالله دلسوزان نظام چاره‏اندیشی کرده و اجازه ندهند که گروهی تمامیت‏خواه، جامعه را با بحران‏های بیشتری مواجه کنند:

1- به دلایل بسیاری هنوز اعتقاد بر اینست که در انتخابات تقلب صورت گرفته و بنابراین، مشروعیت دولت کنونی زیر سئوال رفته است. اعتراف گیری‏ها و تهدیدها و دستگیری‏های گسترده هم هرگز نخواهند توانست جواب قانع کننده‏ای برای چنین اعتقادی باشد، بلکه برعکس، بر حقانیت و درستی ادعای معترضین می‏افزاید.

2- به چه دلایل و مجوزی، معترضین به انتخابات را دشمن نظام می‏دانند و خود را حق می‏پندارند؟

آیا خیل کثیری که به روند فعلی معترض‏اند و جواب خود را تنها با تهدیدهای پیاپی دریافت می‏کنند، از شهروندان ایرانی نیستند و باید آن‏ها را "پیاده نظام" دشمن معرفی کرد؟

چرا با این روش مردم را در مقابل هم قرار می‏دهند و چنددستگی بوجود می‏آورند؟

آیا به راستی قرار نیست این افراد که اتفاقاً بخش قابل توجهی از اندیشمندان، فضلا و روحانیون، دانشگاهیان، هنرمندان، متخصصان، خانواده شهدا و جوانان برومند این مرز و بوم را تشکیل می‏دهند، در ساختن فردای ایران سرافراز شریک و سهیم باشند؟

و آیا اصلاً مگر از پیاده نظام دشمن می‏توان انتظار همکاری و مشارکت برای سازندگی داشت؟

3- آیا اگر بزرگانی از این مُلک که نزد همه آبرو و اعتبار دارند با چگونگی پیدایی دولت فعلی مخالفت ورزند و با حسن نیت اعتقاد داشته باشند که به آرای مردم جفا شده است، باید بی‏آبرو و اعتبار شده و آن‏ها را وابسته به آمریکا و دشمن معرفی کرد؟

اصلاً چرا باید چنین فرهنگی در جامعه نهادینه شود که بزرگان و رهبران سیاسی-مذهبی مخالف را وابسته به دشمن معرفی کرد؟

آیا کسانی‏که در قدرت هستند، نگران نیستند که با نهادینه شدن این فرهنگ، آن‏ها نیز در دوره‏ای دیگر مشمول چنین اتهاماتی خواهند شد؟

4- چرا هنوز طیف وسیعی از فضلای حوزه و دانشگاه، دولت دهم را به رسمیت نشناخته و گروهی از مراجع، دولت دهم را غیرشرعی معرفی کرده‏اند؟

چه کسی باور می‏کند که تمامی این بزرگان، بازیچه دست دشمنان خارجی قرار گرفته‏اند؟

چرا به جای آسیب شناسی شرایط کنونی، گروه مسلط تنها درصدد پاک کردن صورت مسئله است و هرکسی آنها را تأیید نکند باید در طیف عوامل خارجی قرار گرفته و بنابراین، حذف شود؟

آیا چنین روندی به اطاق فکر جامعه که وظیفه تولید اندیشه برای رشد و توسعه جامعه را دارد، لطمات جدی وارد نمی‏آورد؟

5- تا چه وقت قرار است که مخالفین شناخته شده از امنیت اجتماعی برخوردار نباشند و هر لحظه آماده بازداشت و احیاناً مشمول اعتراف گیری‏های ساختگی قرار گیرند؟

معترضین به انتخابات تا کی باید خبر دستگیری افراد مختلف را بشنوند و دلشان به حاکمیت، چرکین‏تر شوند؟

چه کسی باور خواهد کرد که این افراد پس از آزادی، انگیزه خدمت و مشارکت با حاکمیت را داشته باشند؟

چرا گروهی باید گروه دیگری را این چنین منزوی کنند و هنوز باور داشته باشند که می‏توانند با استفاده از نیروهای متخصص به قدرت اول منطقه تبدیل شوند، درحالی‏که بعید نیست همین سرنوشت در انتظار گروه مسلط باشد.

6- چرا دستگیرشدگان هرچه سریع‏تر آزاد نشده و از آنها دلجویی نمی‏شود؟

آیا تا کنون گروه مسلط از خود پرسیده است که ادامه بازداشت و دستگیری این افراد و ادامه این روند بی‏سابقه چه عواقبی برای آینده نظام خواهد داشت؟

چرا باید آتش سهمگینی زیر خاکستر ایجاد کرد که با نسیم ملایمی شعله‏ور شده تا همه چیز و همه کس را بسوزاند و آن‏گاه نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!

7- عوامل خودسر چه کسانی هستند؟

لباس شخصی‏ها از چه گروه و پست و مقامی هستند؟

تجاوزکنندگان و اهانت کنندگان و قاتلان دستگیرشدگان و زندانیان چه کسانی هستند؟

چرا اینها به مردم معرفی نمی‏شوند و دادگاه علنی برای جنایت‏هایشان تشکیل نمی‏شود؟

چرا از تریبون‏های رسمی اعلان می‏شود کسانی‏که مرتکب این جنایت‏ها شده‏اند از دشمنان هستند، درحالی‏که قبلاً بر اساس بند 2 و 3 این یادداشت، دشمن را قبلاً به مردم معرفی کرده بودند؟

یعنی معترضین و مخالفین خودشان یکدیگر را دستگیر، شکنجه، مجبور به اعتراف‏گیری یا کشته‏اند؟

چه کسی از آحاد ملت می‏تواند چنین ادعاهای مضحکی را باور کند؟

8- چرا حاکمیت برای تلطیف فضا و برگرداندن آرامش، به جای نشان دادن انعطاف و تدبیر عقلایی، اجازه می‏دهد که گروه مسلط برای معترضین، خط و نشان بکشد و آن‏ها را تهدید کند؟

چرا گروهی فکر می‏کنند با تهدید و ارعاب می‏توانند کنترل اوضاع را بدست گیرند؟

آیا قرار نیست که جامعه در مسیر عقلایی قرار گیرد و مردم با آرامش در صحنه‏های مختلف به کار و فعالیت مشغول شوند؟

آیا فکر نمی‏کنند تا زمانی‏که این روند و شیوه برخورد با معترضین ادامه داشته باشد، جامعه رنگ آرامش را نخواهد دید و تمامیت نظام با چالش‏ها و مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد؟

9- چرا حاکمیت طوری نشان داده که نمی‏خواهد حرف معترضین را گوش کند و با سوءظن نسبت به آنها نگاه می‏کند؟

چرا حاکمیت کاری کرده که نشان دهد معترضین در صف مخالفین و دشمنان نظام هستند؟

فایده این رفتار و نگاه چیست، به نفع چه کسانی است و حاکمیت از این رفتار چه سودی خواهد برد؟

10- آیا تمامی نکات بالا و بسیاری از موضوعات مشابهی که در اینجا مجال طرحشان نبوده، دلیل بر آن نیستند که باید برای آینده نظام جمهوری اسلامی ایران نگران بود و در صورت ادامه این روند (رفتار و عملکرد دولت حدیث مفصل دیگری دارد که باید در فرصت دیگری بررسی شوند)، تمامیت نظام با چالش‏های فراوانی مواجه خواهد شد؟

در پایان، یکبار دیگر تکرار کنم که نباید صورت مسئله را پاک کرد. پرسش‏های بسیاری ذهن کثیری از مردم جامعه را به خود مشغول کرده و رفتار کنونی حاکمیت، بر سوءظن‏های پدیدآمده به طور مرتب اضافه می‏کند. اندیشمندان و دلسوزان واقعی، نگرانند و وظیفه سران نظام است که این نگرانی را پاس داشته، به آن احترام گذاشته و به سادگی از کنار آن عبور نکنند. گوشی برای شنیدن وجود داشته باشد و تا دیر نشده، کار شایسته و خردمندانه‏ای باید کرد.

فکر نکنیم که با سرکوب، تهدید یا حتی نصیحت و موعظه می‏توان معترضین را ساکت کرد یا حتی با استفاده از آخرین کارت بازی، یعنی دستگیری افرادی چون موسوی و کروبی غائله تمام می‏شود که اگر خدای ناکرده، اجازه داده شود که چنین اشتباه استراتژیکی از طرف دولت صورت گیرد، تازه آغاز ماجرا خواهد بود. ماجرایی بس بزرگ و دلهره‏آور.


   25/6/1388 - 1:03:18 PM  فاطمه زهرا توکلی  
خیلی ممنون از اینکه مقاله ارزشمند استاد ما را برای آگاهی خوانندگانتان چاپ کردید. شنیده ام که آقای دکتر رحیمی بروجردی درحال حاضر تحت فشار زیادی است و ما نمیدانیم چه کاری از دستمان برمی آید. موفق باشین.

   26/6/1388 - 8:01:06 AM  مردم  
این حرفها را ما همه می دانیم مسئولین نمی دانند که فکر می کنم مثل افرادی هستند که خود را به خواب زده اند.

   27/7/1388 - 3:04:01 PM    
آقای بروجردی به خاطر مقاله خوبتان از شما متشکرم . من قبلا واقعا یکی از طرفداران پروپاقرص نظام بودم اما بعد از حوادث اخیر و شکنجه مردم در بازداشتگاه ها نه تنها از نظام و کلیتش متنفر شدم بلکه تمامی خدماتی که قبلا برای مردم به طور رایگان انجام میدادم تامردم از نظام دل چرکین نشوند را حذف کرده و انجام نمیدهم تا میزان نارضایتی و واقع بینی مردم افزایش یابد

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.