[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]
عليرضا رحيمي بروجردي
رهبر جمهوری اسلامی ایران در خطبه دوم نماز جمعه که مصادف با شهادت مولیالموحدین علیابن ابیطالب(ع) شده بود، مطالب بسیار مهمی عنوان کردند که بخش قابل توجهی از آن بیانات نه تنها مورد قبول و وثوق تمامی عاشقان راه آزادی و نظام جمهوری اسلامی است، بلکه بسیاری از واژهها و عبارات مقام رهبری، طی سی سال سرمه چشم همه منتظران منجی عالم بشریت است تا سرانجام، طلیعه آزادی و عدالت نه تنها بر میهن عزیز ایران دمیده شود، بلکه بر سراسر گیتی سایه افکند.
نویسنده این یادداشت کوتاه، نماینده هیچ گروه و دسته یا افراد خاصی نیست و تنها از زبان خود سخن میگوید: اعتقاد بر اینست که، مخالفین روند کنونی، دولت فعلی و وقایع پس از انتخابات، نه تنها با نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی مخالف نیستند، برعکس اگر با وضعیت پیشآمده مخالفت کرده و هنوز بر اعتراض خود پافشاری میکنند، معتقدند که نظام در خطر است و روند کنونی در صورت ادامه، به انهدام و ازبین رفتن تمامی آرمانهای امام راحل و نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید. اعتقاد بر اینست که، بحران شدیدی بر کشور حاکم شده و این بحران با دستگیریهای رو به گسترش و شایعه بازداشت افرادی چون مهندس موسوی و حجتالاسلام کروبی درحال گسترش است. اعتقاد بر اینست که دولت دهم قصد انتقامگیری از مخالفان خود را دارد و برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد. اعتقاد بر اینست که....... به راستی باید پرسید: به کجا چنین شتابان برای به خطر انداختن اساس نظام و تمامی آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی؟
بخشی از دلایل ادعاهای بالا را در نوشتههای پیشین عنوان کردهام و نکات ظریف دیگری را در یادداشتهای آتی خواهم آورد؛ در اینجا اما میخواهم به طرح نکاتی بپردازم که نه تنها رهبر عزیز بلکه هیچکدام از مدافعان روند کنونی به آنها پاسخ روشنی ندادهاند که برای خیل کثیری از معترضین که عاشق اسلام و نظامی که ریشه در خون شهدای فرزندانشان دارد، قانع کننده باشد. نکات بسیاری که اگر به صورت شفاف و صریح پاسخ داده نشوند، بحران و آشوب همچنان باقی خواهند ماند و مردم را در مقابل تمامیت نظام قرار خواهد داد. پارهای از این موضوعات را در ادامه دسته بندی کرده تا انشاءالله دلسوزان نظام چارهاندیشی کرده و اجازه ندهند که گروهی تمامیتخواه، جامعه را با بحرانهای بیشتری مواجه کنند:
1- به دلایل بسیاری هنوز اعتقاد بر اینست که در انتخابات تقلب صورت گرفته و بنابراین، مشروعیت دولت کنونی زیر سئوال رفته است. اعتراف گیریها و تهدیدها و دستگیریهای گسترده هم هرگز نخواهند توانست جواب قانع کنندهای برای چنین اعتقادی باشد، بلکه برعکس، بر حقانیت و درستی ادعای معترضین میافزاید.
2- به چه دلایل و مجوزی، معترضین به انتخابات را دشمن نظام میدانند و خود را حق میپندارند؟
آیا خیل کثیری که به روند فعلی معترضاند و جواب خود را تنها با تهدیدهای پیاپی دریافت میکنند، از شهروندان ایرانی نیستند و باید آنها را "پیاده نظام" دشمن معرفی کرد؟
چرا با این روش مردم را در مقابل هم قرار میدهند و چنددستگی بوجود میآورند؟
آیا به راستی قرار نیست این افراد که اتفاقاً بخش قابل توجهی از اندیشمندان، فضلا و روحانیون، دانشگاهیان، هنرمندان، متخصصان، خانواده شهدا و جوانان برومند این مرز و بوم را تشکیل میدهند، در ساختن فردای ایران سرافراز شریک و سهیم باشند؟
و آیا اصلاً مگر از پیاده نظام دشمن میتوان انتظار همکاری و مشارکت برای سازندگی داشت؟
3- آیا اگر بزرگانی از این مُلک که نزد همه آبرو و اعتبار دارند با چگونگی پیدایی دولت فعلی مخالفت ورزند و با حسن نیت اعتقاد داشته باشند که به آرای مردم جفا شده است، باید بیآبرو و اعتبار شده و آنها را وابسته به آمریکا و دشمن معرفی کرد؟
اصلاً چرا باید چنین فرهنگی در جامعه نهادینه شود که بزرگان و رهبران سیاسی-مذهبی مخالف را وابسته به دشمن معرفی کرد؟
آیا کسانیکه در قدرت هستند، نگران نیستند که با نهادینه شدن این فرهنگ، آنها نیز در دورهای دیگر مشمول چنین اتهاماتی خواهند شد؟
4- چرا هنوز طیف وسیعی از فضلای حوزه و دانشگاه، دولت دهم را به رسمیت نشناخته و گروهی از مراجع، دولت دهم را غیرشرعی معرفی کردهاند؟
چه کسی باور میکند که تمامی این بزرگان، بازیچه دست دشمنان خارجی قرار گرفتهاند؟
چرا به جای آسیب شناسی شرایط کنونی، گروه مسلط تنها درصدد پاک کردن صورت مسئله است و هرکسی آنها را تأیید نکند باید در طیف عوامل خارجی قرار گرفته و بنابراین، حذف شود؟
آیا چنین روندی به اطاق فکر جامعه که وظیفه تولید اندیشه برای رشد و توسعه جامعه را دارد، لطمات جدی وارد نمیآورد؟
5- تا چه وقت قرار است که مخالفین شناخته شده از امنیت اجتماعی برخوردار نباشند و هر لحظه آماده بازداشت و احیاناً مشمول اعتراف گیریهای ساختگی قرار گیرند؟
معترضین به انتخابات تا کی باید خبر دستگیری افراد مختلف را بشنوند و دلشان به حاکمیت، چرکینتر شوند؟
چه کسی باور خواهد کرد که این افراد پس از آزادی، انگیزه خدمت و مشارکت با حاکمیت را داشته باشند؟
چرا گروهی باید گروه دیگری را این چنین منزوی کنند و هنوز باور داشته باشند که میتوانند با استفاده از نیروهای متخصص به قدرت اول منطقه تبدیل شوند، درحالیکه بعید نیست همین سرنوشت در انتظار گروه مسلط باشد.
6- چرا دستگیرشدگان هرچه سریعتر آزاد نشده و از آنها دلجویی نمیشود؟
آیا تا کنون گروه مسلط از خود پرسیده است که ادامه بازداشت و دستگیری این افراد و ادامه این روند بیسابقه چه عواقبی برای آینده نظام خواهد داشت؟
چرا باید آتش سهمگینی زیر خاکستر ایجاد کرد که با نسیم ملایمی شعلهور شده تا همه چیز و همه کس را بسوزاند و آنگاه نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!
7- عوامل خودسر چه کسانی هستند؟
لباس شخصیها از چه گروه و پست و مقامی هستند؟
تجاوزکنندگان و اهانت کنندگان و قاتلان دستگیرشدگان و زندانیان چه کسانی هستند؟
چرا اینها به مردم معرفی نمیشوند و دادگاه علنی برای جنایتهایشان تشکیل نمیشود؟
چرا از تریبونهای رسمی اعلان میشود کسانیکه مرتکب این جنایتها شدهاند از دشمنان هستند، درحالیکه قبلاً بر اساس بند 2 و 3 این یادداشت، دشمن را قبلاً به مردم معرفی کرده بودند؟
یعنی معترضین و مخالفین خودشان یکدیگر را دستگیر، شکنجه، مجبور به اعترافگیری یا کشتهاند؟
چه کسی از آحاد ملت میتواند چنین ادعاهای مضحکی را باور کند؟
8- چرا حاکمیت برای تلطیف فضا و برگرداندن آرامش، به جای نشان دادن انعطاف و تدبیر عقلایی، اجازه میدهد که گروه مسلط برای معترضین، خط و نشان بکشد و آنها را تهدید کند؟
چرا گروهی فکر میکنند با تهدید و ارعاب میتوانند کنترل اوضاع را بدست گیرند؟
آیا قرار نیست که جامعه در مسیر عقلایی قرار گیرد و مردم با آرامش در صحنههای مختلف به کار و فعالیت مشغول شوند؟
آیا فکر نمیکنند تا زمانیکه این روند و شیوه برخورد با معترضین ادامه داشته باشد، جامعه رنگ آرامش را نخواهد دید و تمامیت نظام با چالشها و مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد؟
9- چرا حاکمیت طوری نشان داده که نمیخواهد حرف معترضین را گوش کند و با سوءظن نسبت به آنها نگاه میکند؟
چرا حاکمیت کاری کرده که نشان دهد معترضین در صف مخالفین و دشمنان نظام هستند؟
فایده این رفتار و نگاه چیست، به نفع چه کسانی است و حاکمیت از این رفتار چه سودی خواهد برد؟
10- آیا تمامی نکات بالا و بسیاری از موضوعات مشابهی که در اینجا مجال طرحشان نبوده، دلیل بر آن نیستند که باید برای آینده نظام جمهوری اسلامی ایران نگران بود و در صورت ادامه این روند (رفتار و عملکرد دولت حدیث مفصل دیگری دارد که باید در فرصت دیگری بررسی شوند)، تمامیت نظام با چالشهای فراوانی مواجه خواهد شد؟
در پایان، یکبار دیگر تکرار کنم که نباید صورت مسئله را پاک کرد. پرسشهای بسیاری ذهن کثیری از مردم جامعه را به خود مشغول کرده و رفتار کنونی حاکمیت، بر سوءظنهای پدیدآمده به طور مرتب اضافه میکند. اندیشمندان و دلسوزان واقعی، نگرانند و وظیفه سران نظام است که این نگرانی را پاس داشته، به آن احترام گذاشته و به سادگی از کنار آن عبور نکنند. گوشی برای شنیدن وجود داشته باشد و تا دیر نشده، کار شایسته و خردمندانهای باید کرد.
فکر نکنیم که با سرکوب، تهدید یا حتی نصیحت و موعظه میتوان معترضین را ساکت کرد یا حتی با استفاده از آخرین کارت بازی، یعنی دستگیری افرادی چون موسوی و کروبی غائله تمام میشود که اگر خدای ناکرده، اجازه داده شود که چنین اشتباه استراتژیکی از طرف دولت صورت گیرد، تازه آغاز ماجرا خواهد بود. ماجرایی بس بزرگ و دلهرهآور.