[شبکه خبری ملت - گروه خارجی]
دکتر علی رضا رحیمی بروجردی عضو هیات علمی دانشگاه تهران:
قالب بررسي زير توسط يكي از دانشجويانم صورت گرفته كه آنرا پس از تغييراتي، موضوع پست امروز ميكنم. هرچند مدتي از اين واقعه گذشته، اما ذكر دوبارة آن، نهتنها بر آگاهيبخشي خوانندگان نسبت به شرايط سياسي كشور ميتواند اثرگذار باشد، بلكه از صميم قلب اميدوارم كه ان شاءالله اگر اين مطلب به گوش رييسجمهور محترم "ايران" رسيد، او در گفتار و رفتارش تأمل بيشتري كرده و براي منافع و مصالح "ملت ايران" تغيير دهد.
به گزارش شبکه خبری ملت، روز سه شنبه آقای احمدی نژاد رئيس جمهوری اسلامی ايران و روز چهارشنبه آقای ون جيابو نخستوزير چين در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کردند.
ون جيابو نخستوزير چين، دهها رهبر و نماينده حاضر در مجمع عمومی را خطاب قرار داده، چنين می گويد:
"رقم توليد ناخالص ملی چين در زمره بالاترين اقتصادهای جهان است، با اين حال، رتبه توليد ناخالص سرانه ما کمتر از يکصد کشور ديگر است، دهها ميليون چينی فاقد غذا و لباس کافی هستند. چين هنوز يک کشور "درحال توسعه" است. سطح پايين توليد، کمبود منابع، انرژی و پيامدهای زيست محيطی تداوم روند توسعه را محدود می کند."
عنوان نطق نخست وزير چين: ((يک چين متعهد به اصلاحات، گشايش و توسعه صلحآميز)) بود.
"اصلاحات" و "توسعه اقتصادی" دو کليد واژه نطق نخست وزير چين بودند.
در نطق بسيار کوتاه آقای جيابو، واژه "توسعه" ۱۷ بار و واژه "اصلاحات" هشت بار تکرار شد.
نخستوزير چين، "زيربنای رشد اقتصادی چين" را "دو واژه" و تنها دو واژه میداند كه عبارتند از:
«اصلاحات و گشايش».
اين درحالياست كه، جمهوری خلق چين، تنها سال گذشته، ۸۰۰ ميليارد دلار سرمايهگذاری مستقيم خارجی داشته و سهم اقتصادش از سرمايه گذاری مستقيم خارجی ۱۲۶ برابر جمهوری اسلامی ايران بوده است. چين که جای خود دارد، سهم جمهوری ترکيه ۱۷ برابر ايران است.
حال اجازه دهيد سخنرانی رييس جمهوری اسلامی ايران را مرور کنيم:
نخست آنكه، آقاي محمود احمدی نژاد تقريباً دو برابر و نيم نخست وزير چين سخن گفت.
دوم، آقای احمدی نژاد ۳۵ بار کلمه "خدا" را تكرار و ۴۰ بار به واژه "خدا" ارجاع داد.
دقت كنيم كه، نخست وزير چين، يعني بزرگترين كشور دارنده ذخاير ارزی در جهان، سرزمين خود را کشوری "درحال توسعه" يا ((Developing Country)) خطاب كرده که دهها ميليون نفر از مردمش با فقر و گرسنگی دست به گريباناند. اما آقاي محمود احمدی نژاد، رييسجمهور کشوری که حتی توان تامين برق پايتخت خود را ندارد، کشور ايران را با عبارات زير ميخواند:
«Extremely and very developed and powerful country»
کشور بسیار قدرتمند و توسعه یافته
در خوشبينانهترين پندار، بايد فكر كرد كه اين سخنان سخيف و مضحک برای خنداندن ديگران نبوده است. اما بايد باور داشت، اعتياد به خودفريبی، مهلکترين نوع اعتياد است.
نخست وزير چين، يک کلمه و حتی کلمه، از تخاصم و تهديد نام نبرد؛
در نطق او واژه های صلح، اقتصاد جهانی، توسعه، همکاری و مشارکت بارها و بارها تکرار شد.
کلمه به کلمه نطق وی درباره اقتصاد جهاني و تأثير آن بر رشد چين و ديگر کشورهای درحال توسعه بود.
در مقابل رييس جمهور ايران، نطق خود را با آرزوی سلامتی برای امام زمان شروع كرد و بلافاصله، فوران واژههايی نظير قتل، آدمکشی و نفرت آغاز میشود.
نخست وزير چين در نطق ۱۴۰۰ کلمهای خود ۳۵ بار واژه چين را به کار برد.
رييس جمهور ايران در سخنرانی ۳۲۰۰ کلمهای خود فقط "۵" بار از کلمه "ايران" استفاده کرد که "۴″ بار آن تنها در يک پاراگراف برای توصيف فشار آژانس بينالمللی انرژی هستهای و حمايت مردم از انرژی هستهای بود. يعنی، تنها جايی که او نيازمند نمايش کاذب حمايت ملی است.
آيا نبايد نتيجه گرفت که رييس جمهور ايران از بردن نام کشورش بيزار است؟
درست به همين دليل تنها "۶″ بار از ايرانيان ياد میکند و باز هم برای توصيف حمايت آنها از برنامه هستهاي بود.
آيا استفاده از ۳۲۰۰ کلمه و تنها ذكر يکبار نام ايران، و آنهم به دليل موضوع انرژی هستهای چه معنايي ميتواند داشته باشد؟
دومين واژه سخنرانی نخست وزير چين، استفاده از نام كشورش "چين" است.
میدانيد اولين استفاده از واژه "ايران"، چندمين لغت سخنرانی آقای احمدی نژاد بود؟
واژه شماره ۱۸۱۰ او.
و میدانيد واژه "فلسطين" چندمين واژه رييس جمهور ايران بود؟
۱۵۷ امين واژه او.
و میدانيد دردآور ترين بخش داستان کجاست؟
آنجا که تمامي رهبران كشورها كه در مجمع عمومي سخنراني كردند، در نخستين دقيقه نطق خود، با افتخار نام سرزمين خود را بردند، مانند رهبر چين.
اما اين تنها رييسجمهور ايران بود که به عنوان تنها رهبر حاضر در جلسه، ۳۲۰۰ واژه غريب و غيرمعمول را بر زبان راند تا از تلفظ نام کشور خويش فرار کند.
نخست وزير چين حتی از يک کشور ديگر جهان به جز چين نام نبرد.
رييس جمهور ايران، فردی که تنها ۵ بار از کشور خودش نام برده است، ۶ بار نام فلسطين، ۴ بار عراق، ۲ بار افغانستان و لبنان و شش بار صهيونيسم را به کار برد.
او حتی به اينهم بسنده نکرد و سراغ گرجستان و آبخازيای جنوبی رفت و سری هم به آفريقا زد و درباره استعمار آفريقا، آمريکای لاتين و کشورهای آسيايی سخن گفت.
اما تنها از يک واژه مثل طاعون گريخت:
و آن نام ايران بود!
و متأسفانه بايد گفت که تنها يک موضوع در سخنان آقاي احمدینژاد نيامد:
ايران
مردم ايران
وضعيت مردم ايران و
سرنوشت مردم ايران!
آيا اين مقايسهاي تأسفبار و حزنانگيز نبود؟