صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

سه شنبه 20/11/1388
افروغ: در 22 بهمن از شعارهاي ضد وحدت ملي پرهيز شود             سيد محمد خاتمي: در حرکت اصلاح‌طلبی به بیگانه چشم ندوخته‌ایم              رئيس‌مجلس: دولت به اجرای متن قانون بپردازند             آغاز عمليات اجرايي توليد سوخت هسته‌اي             روحاني: مي خواهيم همه 70 ميليون ايراني در قدرت سهيم باشند             مگر رضازاده دکتر است که به ما آمپول می زد؟             57 نماينده مجلس: نگذارید مرتضوی از تعقیب قضايي مصون بماند             هزينه اينترنت در ايران گران‌تر از قيمت‌هاي جهاني             احمد توكلي : دولت بر خلاف مصوبه مجلس عمل كرده است             درخواست مطهری از موسوي: مانند علي(ع) از حق خود بگذريد             اعتراض به برخورد گزينشي صدا و سيما با كلام امام خميني(ره)             آمادگي ايران براي عملياتي كردن توافق هسته‌اي             قالیباف: با استفاده از خرد جمعی می توانیم امور را اصلاح کنیم             موسوي: مقاومت مردم ميراث گرانبهاي انقلاب اسلامي است             پيشرفت ها نتيجه "آزادي و آزادفكري" است            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

هركه با ما نيست؛
بر ماست!

 زمان ارسال : يک شنبه  1387/10/1 ساعت 8:51:54 PM          کد : 26884        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه داخلی]

دکتر علی رضا رحیمی بروجردی*

شايد سياسيون رژيم‏هاي كنترلي (همين‏جوري) ندانند كه تفكر "هركه با ما نيست، پس بر ماست" و سانسور قلم و بيان، عاقبت به اضمحلال نظام خواهد انجاميد و اگر کسانی نباشند که ناگفته‏ها را بگویند و مردان حکومت را نسبت به اشتباهاتشان واقف کنند، همان خواهد شد که نظام‏های سرنگون‏شدة پیشین تجربه کردند، اما زمانی اشتباهشان را فهمیدند که دیگر دیر شده بود و البته تاریخ هم تكرار خواهد شد.

اين تفكر براساس نظریة ابطال‏پذیر "فرانسیس فوکویاما" از اندیشمندان بانفوذ ژاپنی‏الاصل آمریکایی كه اعتقاد دارد که: "هرکه با ما نیست، پس بر ماست." طراحي شده و در سياست خارجي بسياري از كشورها ازجمله آمريكا، مورد استفاده قرار مي‏گيرد. اما رهبران كشورهاي همين‏جوري، تفكر مزبور را به‏جاي استفاده در سياست خارجي، براي شهروندان خود مورد استفاده قرار مي‏دهند!

تفکر "هرکه با ما نیست، پس بر ماست." حداقل در دسته‏ای از کشورهای شرقی، عامل انحطاط، پس‏رفت و توسعه‏نیافتگی محسوب شده، اگرچه برای برخی از کشورهای زورگوی غربی، اقتدار سیاسی- اقتصادی و نظامی ایجاد کرده است. البته رهبران بزرگی در شرق هم بوده‏اند که تعامل و مصالحه با دنیا را مقدمه‏ای برای پیشرفت و تعالی خود به‏حساب می‏آوردند و به‏جز پیشرفت و عظمت ملت خویش، سودای دیگری در سر نداشتند.

گفته رهبر فقید چین "دنگ شائوپينگ" که معتقد بود: "چين برای قدرتمندشدن نيازمند پنجاه سال صلح و سازش با نظام بين‌الملل است"، نمونه‏ای از تساهل بزرگانی‏است که دنیا را برخلاف "مائو تسه‏دون" دیگر رهبر این کشور، تنها بر پایة خیر و شر تقسیم نمی‏کردند. به‏عبارتی، اگر چین بر پایة اندیشة مائوتسه‏دون می‏چرخید، حداقل وضعیت کرة شمالی امروزین را داشت، درحالی‏که چین نوین با اندیشة دنگ شائوپینگ، یکی از قدرت‏های مسلم اقتصادی- سیاسی و نظامی بین‏الملل است و هیچ تدبیری بدون مصلحت یا خلاف منافع ملی این کشور در جهان، اتخاذ نمی‏شود. درمقابل، رهبرانی هم هستند که موتور حرکت خود را در مخاصمه با دنیا، کوک کرده‏اند و کارگزارانشان با هر قدمی که برمی‏دارند، چند صد متر از دنیا فاصله می‏گیرند و برای برگشتن به خانة نخست، باید هزینه‏های بیشماری از جیب مردم پرداخت کنند.

پایه و اساس چنین تفکری را تنها از منظر سیاسی نباید دید که درواقع، آبشخور ایدئولوژیکی دارد. کسانی‏که دنیا را برمبنای تفکر "خیر و شر" تقسیم‏بندی می‏کنند و تفکر خود را در محدودة خیر و سایر عقاید را در قلمرو شر می‏پندارند، کم نیستند و اتفاقاً خیل عظیمی از معتقدان متعصب به ادیان الهی را تشکیل می‏دهند. در دایرة دین، گروهی که خواسته‏اند با توسل به چنین شیوه‏ای، آراء خود را به کرسی بنشانند، مرتکب جنایات‏های بیشماری در طول تاریخ شده‏اند و مخالفین خود را به‏طرز سبعانه‏ای ازمیان برداشته‏اند.

"مارسیون" که گفته می‏شود نگارندة "انجیل مرقس" است، با الهام از آئین "گنوسی" اعتقاد داشت که در جهان دو خدا وجود دارد: خدای بدی و خدای خوبی. خدای بدی، خدای کتاب تورات و خدای خوبی، خدای کتاب انجیل است. اما درمقابل، یهودیان با عکس‏العملی شدید دربرابر گفته‏های وی، خلاف نظریات وی را در کتاب‏هایشان اظهار کردند.

در نوشته‏های منتسب به تورات می‏خوانیم که: "یهوه خدای شما، شما را امتحان می‏کند...اگر کسی تو را اغوا کند و گوید که برویم و خدائی غیر از یهوه را بپرستیم، او را قبول مکن و چشم تو بر وی رحم نکند و بر او شفقت منما. البته او را به قتل رسان." اما اندیشة جزم‏گرایی تقسیم دنیا بر دو پایة خیر و شر که دیگر مصلحت و منفعتی برای تخاصم میان آراء ایدئولوژیکی نمی‏بیند و برخلاف "هانتینگتون" که تاریخ آیندة بشر را در نبرد میان تمدن اسلامی و مسیحی- یهودی خلاصه می‏کند؛ کسانی‏که خود را صاحب دنیا می‏پندارند، تخاصم میان خیر و شر را در صحنه‏های سیاسی جستجو می‏کنند و هزینة پابرجایی و تحکیم پایه‏های آن‏را از جیب مردمی پرداخت می‏کنند که نه تنها چندان اعتقادی به آن ندارند، بلکه از قربانیان اولیة آن نیز هستند.

تمام سیاست‏مدارانی که ادعای بزرگی می‏کنند، خود را طرفدار خیر و دشمن شر معرفی کرده و با تمامی قدرت می‏خواهند نشان دهند که خدمتگزار مردم‏اند، چون حامی خیرند. اینان برای رخ‏نمایی "بزرگی" خود که آن‏را با بهره‏گیری از احساسات مردم بر خود حمل می‏کنند، ارتباطی با دنیای غیب برقرار کرده تا از مظاهر خیر برخوردار شده و بتوانند بر شر تفوق یابند.

تمامی گفته‏ها و سخنرانی‏های آن‏ها مملو از تخاصم میان خیر (یعنی آن‏ها) و شر (یعنی غیرآن‏ها) است و با استفاده از ثروت‏ها و موهبت‏های خدادادی جامعه، بر اریکة قدرت می‏تازند و درعمل، هیچ طرح و تدبیری برای پیشرفت و عظمت کشور ندارند. ابزارهای کنترلی را مؤثرترین سلاح برای گسترش قدرت خود می‏پندارند و البته دلیل استفادة گسترده از آن‏را، صیانت از اخلاق و معنویت جامعه که بر پایة خیر بنا شده است، معرفی می‏کنند.

دستگاه‏های امنیتی و اطلاعاتی آن‏ها که همگی وظیفة مبارزه با مفسدان را به‏عهده‏دارند، بر پایة خیر بنا شده‏اند و جرثومه‏های فساد در مظاهر مختلف همگی شرهایی‏اند که باید به مقابله با آن‏ها برخاست. اما درعمل، رفتار آنان سبب می‏شود که نهادهایی متولد شوند بی‏تفاوت و منفعل که با سازندگی بیگانه‏اند.

سازمان‏هایی که همگی ضد توسعه عمل می‏کنند و ساختارهای اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و... که همگی سدی برای تعالی و اقتدار جامعه‏اند. بنگاه‏هایی که همگی با رانت‏خواری به‏وجود آمده‏اند و مردمی که در نهایتِ اعتقاد به فردگرایی، کمترین اعتنایی به اصول و ارزش‏های اخلاقی نشان می‏دهند. جامعه‏ای ملتهب و آمادة هرگونه بحران و به‏قول مرحوم "میرزادة عشقی":

"مگر که ذهن تو از این محیط بیگانه است
گمان‏مدار که این مرده‏شوی، یک‏دانه است.
عمو! تمام ادارات مرده‏شو خانه است
وزین‏ره است که این کهنه ملک، ویرانه است.
زمن نمی‏شنوی، رو به چشم خویش بین."
و سپس در گوش عالم می‏خوانند که: "هرکه با ما نیست، پس بر ماست."

*عضو هیات علمی دانشگاه تهران


   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.