[شبکه خبری ملت - گروه دین و اندیشه]
محمدتقي فاضلميبدي
اينكه رئيس صنعت گردشگري ايران بگويد: <ملائك مرتب در عرصه كشور در حال پرواز هستند> يا <حضور كوروش در ايران از سرمايهگذاريهاي خداوند است> يا <گردشگري بزرگترين عبادتي است كه انسانها را در دنيا بههم نزديك ميكند(اعتماد ملي 16/7/87) چندان عجيب نيست زيرا غالب دولتمردان اين مرز و بوم فضاي ادبيات سياسي و اقتصادي خود را با اصطلاحات ديني، بهويژه نام مبارك حضرت وليعصر(عج) آكنده ساختهاند و طبيعي است كه جواني براي بقاي خود در قدرت و از اينكه از كاروان رياست و سياست عقب نماند از سويي كوروش را سرمايه خداوند و از سوي ديگر گردشگري را از مقوله عبادات بداند.
اگر گوينده اين سخن بهره كافي از مسائل ديني ميداشت، ميدانست كه عبادات بهاصطلاح فقها <توقيفي> است و نميتوان هر كاري را از مقوله عبادات دانست. و اينكه كوروش سرمايه خداوند در ايران است به جاي خود. زيرا كوروش براي اينكه امپراتوري خود را حفظ كند، گفت: من نماينده خداوند در ميان مردم هستم. وي در راستاي قدرت و بقاي خود، نمايندگي خداوند را به ارابه قدرت بست.
آنچه كه انسان را به شگفتي واميدارد اين است كه چرا عالمان دين و مراجع تقليد در برابر اين سخنان سخيف كه اصطلاحا <تحريف دين> ناميده ميشود، فريادي برنميآورند؟ براي بقاي قدرت و دوام سياست تا چه مقدار بايد از دين هزينه شود؟ مگر رسالت عالمان دين، عمدتا، حفظ دين خداوند از اين نوع آسيبهاي سياسي نيست؟ چطور ميشود كه پديده بدحجابي يا ساز يك نوازنده و امثال آن از مقولات منكر است و برخي آقايان حساسيت خود را در اينگونه موارد، براي اينكه نهي از منكر كرده باشند، همهجا نشان ميدهند ولي واژگان مقدس خداوند، ملائك و عبادت را در پي هر كار و سخني آوردن مصداق بارز منكر نيست؟ از آن طرف براساس آمار و اخبار روزنامههاي رايج كشور قتل، اعتياد، سرقت و انواع فحشا و فرياد فقر و فاقه اعصاب آدمي را آرام نميگذارد و از اين سو ميگويند ملائك مرتب در عرصه كشور در حال پرواز هستند. كدام ملائك؟ كدام كشور؟ مقايسه بفرماييد درآمد سالانه صنعت توريسم در ايران را كه از عبادات است با كشوري چون تركيه كه آنجا ملائك پرواز نميكنند، تفاوت از كجا تا كجا است؟ نميدانيم آيا رئيس جهانگردي تركيه، آتاتورك را ذخيره و سرمايه خداوند دانسته است؟
آدمگاهي فكر ميكند چرا در اروپا بعد از هزار سال نهضت پروتستانيسم به وجود آمد و در نهايت نهاد دين از نهاد سياست جدا شد و قيصر راه خود را گرفت و پاپ راه خود را؟ چون از بس با واژگان مقدس مسيحيت بازي شد و دين به بدترين وجه ابزار قدرت پاپها شده بود. آقايان بايد مواظب باشند كه تاريخ مسيحيت در ايران تكرار نشود. در اينجا صحبت از محكوم كردن يك جوان صاحبمنصب نيست كه از خدا، ملائكه، كوروش و عبادت در راستاي پست خود ميگويد، بلكه صحبت از جرياني است كه دين خداوند را تهديد ميكند.
آقاياني كه براي اظهارنظري درباره وحي، قلم به دست ميگيرند، كه بايد بگيرند، آيا اين جريان آسيب كمتري به دين وارد ميكند؟ به نظر ميرسد تئوريهاي كلامي غلط و حتي ملحدانه دين را تهديد نميكند كمااينكه در تاريخ نكرده است، بلكه دين را در عرصه سياسي به ناكامي بردن، به مسلخ كشيدن آيين خداوند خواهد بود.
اگر كوروش را سرمايه خداوند دانستيم، گردشگري را نيز عبادت گفتيم و ملائك هم در حال پرواز، ولي رشد صنعت گردشگري را مشاهده نكرديم در اين صورت چه معادلهاي را بايد به كار برد؟ اگر روزي كه گفته شد مرگ بر آمريكا از نماز صبح واجبتر است، واكنشي نشان داده ميشد و نماز صبح را در كنار يك شعار سياسي نميگذاشتيم، كار ملك و دين به اين جاها نميرسيد، بعضي آقايان براي اينكه سياست را خراب نكنند يا كارهاي سياسي خود را صحيح جلوه دهند به جاي بهرهگيري از عقل و تجربه از رانت دين بهره ميگيرند تا پاسخگوي دليلخواهان نباشند ولي غافل از اينكه هم سياست را ميبازند و هم دين را از جلوه و جذابيت و معنويت مياندازند.
دبير محترم شوراي نگهبان كه از روحانيون شناختهشده در عرصه سياست است، هنوز در زماني كه كسي از سوي گروههاي مخالف ايشان صحبت از كانديداتوري نكرده، از رخنه دشمن در انتخابات ميگويد ولي آنگاه كه كوروش سرمايه خداوند تلقي ميشود و گردشگري معادل عبادت گفته ميشود از رخنهاي نميگويد.
چرا همخط و همجناح بودن بايد حقايق را از چشمها بپوشاند به گونهاي كه سبكترين حرفها براي ما، درست و ديني جلوه كند. چرا بايد بقاي قدرت به فناي فضيلت بينجامد؟ تاريخ درباره تمام اين حرفها داوري خواهد كرد و تمامي حكومت را به حساب تمامي دين خواهد گذاشت. مگر نه اين است كه غالب نويسندگان ديني زمان صفويه و قاجار در مقدمه كتابهاي خود شاه اسلامپناه را چند گام پيش از ظهور امام عصر ميدانستند و از خداوند ميخواستند حكومت،فيالمثل فتحعليشاه قاجار را به حكومت امام عصر متصل بدارد. ولي در اين روز قضاوت تاريخ درباره شاهان قاجار چيست؟ و اين شاهان اسلامپناه چه كردند؟
شعار عدالت اجتماعي، آزادي،عزت و استقلال كشور را هر كس و در هر جا فرياد كند نيكو است؛ چه در روستاهاي ايران و چه در سازمان ملل. هر ايراني براي كشورش عدالت، آزادي، شرف و استقلال ميخواهد. ولي بياييد براي تحكيم و عملي كردن اين شعارها، از عقلانيت جمعي و تجربه بشري بياموزيم كه چه بايد كرد. از خبرگان و فرهيختگان علمي كشور بهره جوييم. چرا بايد همهجا از واژههاي مقدس مذهب استفاده كرد؟ تابلويي بلند در يكي از خيابانهاي قم نوشته بود <صندوق اعتباري ثامنالائمه(ع) با سود عليالحساب 16 درصد.> شما را به خدا نگاه كنيد چه فاصله بزرگي است بين ثامنالائمه(امامرضا) با سود 16 درصد. چرا فريادي از گلويي برنميآيد، نميدانم. از امام حسين(ع) بشنويم؛ <مردم دين را تا آنجا ميخواهند كه كار دنياي خود را با آن درست كنند و چون پاي آزمايش به ميان آيد، دينداران اندك خواهند بود.>