صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

شنبه 9/5/1389
با تذكر مسئولين، فعاليت شبكه خبري ملت متوقف شد             احتمال طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس             مقام رهبري: دولت امریکا غیرقابل اعتماد است             افزایش قیمت برق ، یک دولت را ساقط کرد             تحلیل رویترز از واکنش احمدی‌نژاد به تهدید اوباما             احمدي‌نژاد: ايران قدرتمندترين كشور دنياست             لاریجانی: احترام به قانون احترام به ملت است             محدودیت برای پرواز هواپیماهای ایران به اروپا             مخالفت ترکیه با تحریم ایران             مقام رهبری: دولت باید به آنچه قانون شده است عمل کند             رئيس‌جمهور حق سرپيچي از قانون را ندارد             احمدی نژاد بدون اينكه خم به ابرو بياورد از مشایی حمايت مي كند             آغاز ميهماني سبز طبيعت گرامي باد             سفرهای نوروزی با 71 کشته و مجروح آغاز شد             صادرات بی رویه ابزار شکنجه هولناک از اروپا به سراسر دنیا            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

خصوصي‏سازي؛ يكپارچكي جامعه و غرور ملي

 زمان ارسال : جمعه  1386/1/31 ساعت 12:48:24 PM          کد : 12600        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه اقتصاد]

دکتر علی رضا رحیمی بروجردی*

چرا بايد خصوصي‏سازي يكي از مهم‏ترين اولويت‏هاي جامعه باشد،‌ همه به آن فكر كنند،‌ انديشمندان دربارة آن بنويسند و دولت سياست‏هاي خود را با توجه به آن شكل دهد؟ خصوصي‏سازي چيست؟ آيا تنها مرحله‏اي گذرا و موقتي است يا بخش جداناشدني از زندگي تمامي جوامع را تشكيل مي‏دهد و بدون آن،‌ ملت‏ها راه ناصواب را طي خواهند كرد؟

آن‏چه اهميت دارد،‌ تعالي،‌ موفقيت و پيشرفت كشور در ابعاد مختلف است كه بايد مورد توجه رهبران سياسي قرار گيرد. "لي پيو" كه مدت 31 سال نخست‏وزير سنگاپور بود،‌ علت موفقيت برخي از كشورهاي جنوب شرقي آسيا را اين‏چنين بيان مي‏كند: "همة اين كشورها با نظام‏هاي مبتني بر بازار اداره مي‏شوند و در شرايط يكساني به رقابت مشغول‏اند. عاملي كه موجب شده برخي موفق‏تر از بعضي ديگر باشند،‌ "ويژگي‏هاي نامحسوس" است.

منظور از "ويژگي‏هاي نامحسوس"،‌ يكپارچگي جامعه، پاي‏بندي آن‏ها به آرمان‏ها- هدف‏ها و ارزش‏هاي مشترك است. حياتي‏ترين اين ويژگي‏ها، "اعتقاد به سخت‏كوشي،‌ قناعت،‌ اطاعت و غرور ملي"‌ است." اجماع عمومي در اين كشورها براي دست‏يافتن به مؤلفه‏هاي يادشده،‌ در سپردن كار مردم به خود مردم يا تحقق آرمان "خصوصي‏سازي"‌ خلاصه شده،‌ چراكه اكثر كارشناسان متفق‏القولند كه "خصوصي‏سازي" رمز موفقيت كشورهاي آسياي جنوب شرقي طي دهه‏هاي گذشته بوده است.

خصوصی‏سازی در شکل ظاهری عبارت از فرایندی است که طی آن وظایف و تأسیسات بخش دولتی در هر سطحی به بخش خصوصی انتقال داده می‏شود. اما خصوصی‏سازی در مفهوم حقیقی به اشاعة فرهنگی در کلیة سطوح جامعه، اطلاق می‏‏شود که دستگاه قانونگذاری، قوای قضائیه و مجریه و تمامی آحاد یک کشور ((باور)) کنند که ((کار مردم)) را باید به ((مردم)) وانهاد؛ یعنی مردم بدون دخالت دولت ملزم به انجام وظایف و مسئولیت‏های مربوط به جامعة خود باشند و هیچ نهاد و قدرتی نتواند آن‏ها را از انجام مسئولیت‏های‏شان بازدارد.

خصوصي‏سازي به افزايش كارايي در تمامي سطوح جامعه منجر شده و قابليت بهره‏وري را در تمامي بخش‏ها،‌ بوي‍ژه در حوزة توليد فكر و انديشه افزايش مي‏دهد. اگر خصوصي‏سازي در ذهن جامعه حك شود، مسير تعالي انديشه در تمامي حوزه‏هاي معارف بشري ادامه پيدا كرده و جامعه،‌ پويا و بالنده راه رشد و توسعه را طي خواهد كرد. بنابراين، منابع کمیابي كه در اختيار جامعه قرار دارد،‌ در فرآيند خصوصي‏سازي بهره‏وری‏شان افزايش مي‏يابد. خصوصی‏سازی تنها به معنای انتقال ظاهری و اعتباری مایملک دولتی به بخش غیردولتی نیست که البته این فرایند همیشه و در هر شرایط از طرف دولت می‏تواند برگشت‏پذیر باشد.

چنانچه کلیت نظام اقتصادی جامعه مبتنی بر اراده و شعور مردم باشد که به‏موجب آن برای مردم ((حق)) تصرف و مالکیت در عوامل تولید، دارایی، محصول، پورتفولیو، توليد هنر،‌ تمامي موارد مربوط به علوم انساني و اجتماعي و از همه مهم‏تر انديشه و تفكر ایجاد کند، خصوصی‏سازی موفق و واقعی، محقق شده است. بنابراین تا زمانی‏که تعابیر مذکور از خصوصی‏سازی در باور یک جامعه ((حک)) نشده باشد، به فرض آنکه خصوصی‏سازی در شکل ظاهری خود هم محقق شود، اما هیچ تضمینی برای استمرار و پایداری آن وجود نخواهد داشت.

اگر خصوصي‏سازي نباشد، انديشه و تفكر در انحصار دولت قرار گرفته و تحول چشمگيري در بنيان‏هاي جامعه رخ نخواهد داد. از همه مهم‏تر،‌ خصوصي‏سازي، مسير ادغام و تعامل با جامعه جهاني را ميسر كرده و كشور را از انزوا در سطوح مختلف خارج مي‏سازد كه اين مورد را مي‏توان يكي از اهداف بسيار مهم خصوصي‏سازي در دنياي پيشرفتة امروز، محسوب داشت. در جوامعي كه "نظام دولت‏سالار"‌حاكم است،‌ حتي انتخاب نخبگان علمي، صنعتي،‌ اقتصادي و...... نيز بايد از زاوية نگرش دولت‏سالاران عبور كند و اگر كسي در دايرة تفكر دولت جا نگيرد،‌ كنار مي‏ماند. در نظام‏هاي دولت‏سالار، رشد علم و هنر و توليد انديشه و تفكر بايد در راستاي منافع دولت صورت گرفته و تعريف شوند،‌ به‏همين صورت مشاهده مي‏شود كه در چنين جوامعي حتي استادهاي دانشگاه كه وظيفة‌ خطير توليد و علم و تفكر را به‏عهده داشته و نظام فكري جامعه را رقم مي‏زنند، از خطر اخراج و بركناري در امان نبوده و براي آن‏كه بتوانند در مناسبات علمي- اجتماعي حضور داشته باشند،‌ بايد به‏نوعي جيره‏خوار دولت و دستگاه عريض و طويل آن باشند كه البته اين خطر، گريبان‏گير بسياري از اصحاب هنر و انديشه نيز مي‏شود.

بنابراين،‌ توصية بسياري از انديشمندان و تجربة‌ كشورهايي كه سابقاً از نظام دولت‏سالار بهره مي‏بردند، مبتني بر اين واقعيت است كه بايد يك "تلاش عمومي و همگاني"‌براي كاستن فعاليت‏هاي دولت در تمامي زمينه‏ها به‏عمل آيد. نظرية "بیلی" پژوهش‏های تجربي خصوصي‏سازي را مدنظر قرار مي‏دهد و آن‏را "تلاشی عمومي" براي كاستن عدم انگيزه‌هايي كه در كارايي ارگان‏هاي دولتي وجود دارد،‌ دانسته و معتقد است كه این کار توسط قراردادن كلية‌ فعاليت‏هاي دولت در بازارهاي خصوصي امكان‏پذير است. "تامپسون و کی" هم با نظريه "بیلی" موافق‏اند و مي‏گويند: خصوصي‏سازي ابزارهاي تغيير ارتباط و وابستگي ميان دولت و بخش خصوصي را مشخص می‏كند. تجربة‌ موفق تغيير جهت نگرش در نظريه و عمل كشورهايي كه سابقاً از ايدة سوسياليسم پيروي مي‏كردند به اقتصاد بازار و خصوصي‏سازي، مؤيد آنست كه آن‏ها توانسته‏اند با سرعت در زمرة كشورهاي موفق قرار گرفته و رفاه مردم را در ابعاد مختلف افزايش دهند كه نمونة چين شايد مناسب‏ترين الگو باشد. وقتي از "دنگ شائوپينگ" پدر چين نوين سئوال شد كه: "شما زماني سوسياليسم را ترويج مي‌كرديد، چرا اكنون به بخش خصوصي روي آورده‌ايد؟" او با شجاعت مي‏گويد: "ما در پي سعادت مردم چين هستم. الان‏هم به اين نتيجه رسيده‌ايم كه راه سعادت، از طريق خصوصي‌سازي امكان‏پذير است و مردم بايد خودشان به توليد ثروت اهتمام ورزند".

بايد توجه داشت كه خصوصي‏سازي زماني با موفقيت عجين مي‏شود كه به‏طور گسترده و همه‏گير مورد استفاده قرار گيرد و مهم‏تر از آن و قبل از هر اقدامي بايد "بازار ماليه" كه متشكل از بازار پول و سرمايه است،‌ خصوصي شود. خصوصي‏سازي به‏طور عموم به فروش دارايي بنگاه‏های عمومی يا سهيم شدن در شركت‏هاي خصوصي يا شخصي اطلاق مي‌شود. این تعريف هم، تنها تعريفی مجرد از خصوصي‏سازي است. تعريف جامع‌تر آن به محدودكردن نقش دولت و ارائة سياست‏ها و روش‏هايي براي تقویت اقتصاد بازار آزاد، مربوط می‏شود. تعریف گذشته از خصوصي‏سازي، يعني فروش دارايي‌های بنگاه‏های عمومی يا سهيم شدن در بخش‌هاي خصوصي را غيردولتي كردن مي‌نامند.

باید توجه داشت که ((خصوصي‏سازي)) و ((غيردولتي كردن)) در بیشتر اوقات با يكديگر اشتباه مي‌شوند و به صورت جابه‏جا ممکن است در ادبيات اقتصادي، به‏كار ‌روند. در حقيقت می‏توان گفت ((غيردولتي كردن)) الگویی براي ((خصوصي‏سازي)) است. همچنين در فرایند غیردولتی کردن، نقش‌ و وظايف و مسئوليت‏هاي دولتي مي‌تواند كاهش پيدا كند يا به‏طور كامل با اجراي يك سري از الگوهاي جايگزين، پايان يابند. بسياري از رهبران سياسي در كشورهاي درحال توسعه ازجمله ايران، تعريف بالا يعني غيردولتي كردن از خصوصي‏سازي را استنباط مي‏كنند،‌ درحالي‏كه هنوز كمترين آن‏ها به خصوصي‏سازي معتقدند، چراكه در غيردولتي كردن دارايي‏ها،‌ مي‏توان دوباره آن‏ها را پس از مدتي دولتي كرد،‌ بنابراين دغدغه‏اي براي مديران دولتي براي رهاكردن دارايي‏هاي دولتي به بخش خصوصي به‏طور دائم،‌ وجود ندارد. درحالي‏كه تعبیر جدید مؤسسات بین‏المللی که در فرایند خصوصی‏سازی کشورها مشارکت می‏کنند، عبارت است از:‌ مردم را در فعالیت‏های اقتصادی مسئول کنیم.

خصوصی‏سازی، فرصتی استثنایی برای ساختار سیاسی کشور فراهم می‏کند تا مردم نسبت به تصمیمات رهبران سیاسی، حساسیت نشان دهند و در صحنه‏های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و.... مشارکت فعال داشته باشند كه اين مورد اصلاً مورد رضايت مديران دولتي نيست،‌ چراكه ممكن است با عدم امنيت شغلي مواجه شده و مجبور به پاسخگويي براي پايين‏بودن كارايي و بهره‏وري سازمان تحت مديريت خود شوند. ازطرفي، گسترش پایة مالکیت دارایی‏های مولد، موجب تقویت بنیان آزادی‏های سیاسی در جامعه خواهد شد و به گسترش و تقويت سازمان‏هاي غيردولتي ياري خواهد رساند تا بخش قابل توجهي از وظايف سابق دولت را انجام دهند كه گسترش فعاليت نهادهاي فرهنگي مردمي در زمينه‏هاي مختلف از آن‏جمله‏اند. به‏طور مسلم فقدان چنين نهادهايي،‌ كنترل دولت را بر جامعه فزوني خواهد داد تا تمامي فعاليت‏هاي اجتماعي- سياسي- فرهنگي و.... تنها از ناحية دولت تحقق پذيرد.

زماني‏كه "ماهاتير محمد"‌ نخست‏وزير اسبق مالزي به خصوصي‏ساز گسترده در كشورش مبادرت ورزيد، بيشترين مخالفانش را مديران دولتي در بخش‏هاي اجتماعي- فرهنگي تشكيل مي‏دادند تا مديران اقتصادي. شهامت مواجه شدن با اين افراد و گروه‏ها در فرآيند خصوصي‏سازي،‌ شجاعت و ريسك قابل وصفي مي‏خواهد كه كمتر رهبر سياسي‏اي حاضر به قبول آنست،‌ چراكه بايد پذيرفت مقابله با كساني‏كه خود را اهل فرهنگ و معرفت مي‏دانند،‌ به‏مراتب سخت‏تر از كساني است كه در بازار به فعاليت اقتصادي مشغولند. اما مردمی کردن فرهنگ و سرمایه از راه خصوصی‏سازی، به ثبات اجتماعي- سياسي و اقتصادی کمک می‏کند و برای بخش‏هاي مختلف جامعه و آحاد مردم، حمایت‏های جدید و قابل اطمينانی ایجاد كرده و بهره‏وری و کارایی منابع انسانی و مادی جامعه را به‏شدت افزايش خواهد داد،‌ نكته‏اي كه مورد وثوق و تأئيد رهبران كنوني كشور چين قرار گرفته و آن‏ها با توجه به همين مؤلفه، حمايت از اقتصاد دولتي را رها كرده‏ و به وظایف اصلی که همانا برقراری امنیت و آرامش و دفاع از حقوق آحاد جامعه است.
به تعبیر آیت‏الله محمد حسین نائینی، وظایف دولت در دو اصل خلاصه می‏شود:
الف: ((حفظ نظامات داخلیه مملکت و تربیت نوع اهالی و رسانیدن هر ذی‏حقی به حق خود و منع از تعدّی و تطاول آحاد ملت بعضهم علی بعض الی غیر ذلک از وظایف نوعیه راجع به مصالح داخلیه مملکت و ملت.))

ب: (( تحفظ از مداخله اجانب و تحذر از حیل معموله در این باب و تهیه قوه دفاعیه و استعدادات حربیه و غیر ذلک و....)) به‏عبارت دیگر، وظیفة دولت تنها در دفاع از حقوق مردم در پناه قانون و برقراری امنیت است، اما در بسیاری از کشورهای درحال توسعه مشاهده می‏شود که دولت‏ها در عمل از وظایف اصلی خود تخطی کرده و نظامی کنترلی که تسری بر تمامی بخش‏ها پیدا کرده، ایجاد و حقوق و منافع ملت را نادیده مي‏گيرند و تنها به برقراری و ادامة نظام کنترلی می‏اندیشند که ادامة این روند موجب پیدایی نظامی استکباری در جامعه خواهد شد. چنین است که دولت‏های مستکبر، خود را مافوق ملت‏ها دانسته و هرروز از جامعه‏اشان فاصله می‏گیرند. به تعبیر ((انگلس))، این فاصله تا آنجا ادامه می‏یابد که دولت تبدیل به نیرویی برای سرکوبی ملت می‏شود و هرگونه صدای مخالفی را سرکوب کرده و آزادی‏های طبیعی مردم را محدود می‏کند.

به‏‏‏عبارت دیگر، رابطه‏ای نزدیک میان تحدید آزادی و امنیت شهروندان با فقدان خصوصی‏سازی می‏توان مشاهده کرد که مشاهدات تجربی مؤید ادعای فوق است. تحدید و فقدان آزادی و امنیت در جامعه، تنها سبب ناهنجاری‏های بخش اقتصادی نمی‏شود که اندیشه و تفکر و علم و هنر و شایستگی افراد و خلاقیت و نوآوری و تمامی مؤلفه‏هایی که به گونه‏ای با روابط و اخلاق اجتماعی سروکار دارند، تحت تأثیر قرار داده و مردم نسبت به آن‏ها بیگانه مي‏شوند. چنین است که رذایل اخلاقی ازجمله دروغ، خیانت، تملق و چاپلوسی، تنبلی و اصطلاحاً طفیلی بودن، فسادهای اقتصادی و مواردی از این قبیل در نظام‏های کنترلی دولت‏سالار به‏مراتب بیشتر از نظام‏هاي مردم‏سالار به‏چشم می‏خورد.

در بسیاری از کشورهای دولت‏سالار در عمل مشاهده شده است که خصوصی‏سازی ((فرایندي سیاسی)) است. کارگزاران و عناصر سیاسی با توسل به شکل ظاهری خصوصی‏سازی، قصد رسیدن به مقاصد آنی خود را دارند و بعد از دست‏یافتن به اهداف مورد نظرشان، ممکن است به‏طور کامل، خلاف شعارهای قبلی خود عمل کنند و برای استیلای سلطة بيشتر خود بر اقتصاد، با تعابیر ناصحیح و شخصی از ارزش‏های عقیدتی و ملی جامعه، اقتصاد دولتی و برنامه‏ریزی شده را تحمیل کنند. شایان ذکر است که در هر برنامة خصوصی‏سازی، به‏طور معمول تصمیم‏گیرندگان کلیدی، از سیاست‏مداران هستند و از منافع کسانی حمایت می‏کنند که برای آن‏ها بیشترین سهم را در روی کارآمدن و باقی ماندن آن‏ها در پست سیاسی، داشته‏اند كه اين مورد نيز يكي از تهديدهاي جدي خصوصي‏سازي است.

بنابراين براي رسيدن به موفقيت و كاميابي،‌ هر كشور راه طولاني در پيش دارد كه بايد در آن قدم برداشته و به اصلاح ساختارهاي پوسيدة برجا مانده از تفكر كنترلي گذشته بپردازد. به ‏قول "رحمان"‌ وزير دارايي اسبق بنگلادش: "انجام انقلاب سياسي به‏مراتب آسان‏تر از انجام اصلاحات اقتصادي است." پس، همان‏طور كه "لي پيو"‌ اعتقاد داشت براي موفقيت بايد: به "ويژگي‏هاي نامحسوسي" كه در هر جامعه وجود دارد، اعتناء كرد و آن همانا:
"يكپارچگي جامعه، پاي‏بندي آن‏ها به آرمان‏ها- هدف‏ها و ارزش‏هاي مشترك،‌ اعتقاد به سخت‏كوشي،‌ قناعت،‌ اطاعت و غرور ملي‌ است" كه همگي در انجام يك خصوصي‏سازي موفق متبلور خواهند شد.

*عضو هیات علمی دانشگاه تهران

ازهمین نویسنده:
خصوصی سازی؛ اجازه ندهیم طنز اقتصاد ایران شود


   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.