صفحه اصلی  | آرشیو  |   درباره ما  |  تماس با ما  |  پیوندها

سه شنبه 20/11/1388
افروغ: در 22 بهمن از شعارهاي ضد وحدت ملي پرهيز شود             سيد محمد خاتمي: در حرکت اصلاح‌طلبی به بیگانه چشم ندوخته‌ایم              رئيس‌مجلس: دولت به اجرای متن قانون بپردازند             آغاز عمليات اجرايي توليد سوخت هسته‌اي             روحاني: مي خواهيم همه 70 ميليون ايراني در قدرت سهيم باشند             مگر رضازاده دکتر است که به ما آمپول می زد؟             57 نماينده مجلس: نگذارید مرتضوی از تعقیب قضايي مصون بماند             هزينه اينترنت در ايران گران‌تر از قيمت‌هاي جهاني             احمد توكلي : دولت بر خلاف مصوبه مجلس عمل كرده است             درخواست مطهری از موسوي: مانند علي(ع) از حق خود بگذريد             اعتراض به برخورد گزينشي صدا و سيما با كلام امام خميني(ره)             آمادگي ايران براي عملياتي كردن توافق هسته‌اي             قالیباف: با استفاده از خرد جمعی می توانیم امور را اصلاح کنیم             موسوي: مقاومت مردم ميراث گرانبهاي انقلاب اسلامي است             پيشرفت ها نتيجه "آزادي و آزادفكري" است            

اقتصاد
داخلی
دانش و فن آوری
دین و اندیشه
جامعه
حوادث
خارجی
عکس
فرهنگ
مجلس
ورزش
بازار
تریبون ملت
ناقد

خصوصی سازی؛
اجازه ندهیم طنز اقتصاد ایران شود

 زمان ارسال : جمعه  1385/12/11 ساعت 10:57:42 AM          کد : 11033        نسخه چاپی  

[شبکه خبری ملت - گروه اقتصاد]

دکتر علی رضا رحیمی بروجردی

ایام "خصوصی‏سازی" است و همه از آن سخن گفته و اجرای آن‏را از واجبات نظام تلقی می‏کنند! اما به‏راستی چرا این روزها همه از خصوصی‏سازی می‏گویند؟
با پایان یافتن جنگ تحمیلی و بهبود اوضاع نسبی اجتماعی- اقتصادی، بسیاری از اقتصاددانان دلسوز کشور به رهبران سیاسی توصیه کردند که هرچه زودتر به‏سوی "خصوصی‏سازی" اقتصاد حرکت کرده و کنترل دولت بر اقتصاد را به حداقل ممکن کاهش دهند، اما این توصیة کارشناسی آن‏قدر به تأخیر افتاد تا رهبر نظام در خرداد 1384 و تیر 1385، درخصوص بندهای الف، ب و ج اصل 44 قانون اساسی، طی دو فرمان جداگانه به رؤسای سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت، خواستار واگذاری هشتاد درصد از سهام بنگاه‏های دولتی به بخش غیردولتی و شکستن انحصار دولتی شدند. در فصل سوم کتابی تحت عنوان "خصوصی‏سازی" که توسط "دانشگاه تهران" به زیور طبع آراسته شد، پیش‏بینی کردم که:

"....اما حدس علمی نگارنده، عدم اجرای صحیح فرمان مزبور از طرف مجریان مربوط و همچنان دولتی باقی ماندن اقتصاد ایران است." البته هیچ‏گاه در آرزوی تحقق پیش‏بینی‏ام نبودم، اما متأسفانه به‏وقوع پیوست و رهبر انقلاب به‏ناچار در اواخر بهمن 1385، در دیدار مسؤلان و دست‏اندرکاران اجرای سیاست‏های کلی اصل 44، اقدامات صورت‏گرفته برای اجرای این سیاست‏ها را رضایت‏بخش ندانسته و اضافه کردند که: "بی‏توجهی به نقش سیاست‏های اصل 44 در ایجاد تحول عظیم اقتصادی در کشور ناشی شده یا به علت برداشت‏های مختلف و نرسیدن به یک درک مشترک در بخش‏ها و دستگاه‏های مختلف به‏وجود آمده است....برخی به دلیل مخالفت با شکوفایی اقتصادی و پیشرفت نظام اسلامی، با اجرای این سیاست‏ها مخالفند، این افراد که عمدتاً از بیگانگان هستند تلاش می‏کنند با ضعیف نگه‏داشتن اقتصاد ایران، در مواقع لزوم، با اهرم اقتصادی به نظام اسلامی فشار وارد کنند..... بیشتر این مخالفان افرادی هستند که با اجرای این سیاست‏ها، منافعشان قطع یا اختیارات مدیریتی آنان محدود خواهد شد." هرچند نکات فراوانی را از لابلای سخنان مشارالیه می‏توان استخراج کرد، اما در این مجال کوتاه، تنها به برخی از آن‏ها بسنده می‏شود.

ایشان به "برداشت‏های مختلف و نرسیدن به یک درک مشترک" اشاره کردند که مطلب کاملاً درستی است. در مطالب پیشین اشاره کرده‏ام که نمی‏توان خصوصی‏سازی را توسط کسانی انجام داد که از لحاظ نظری و ایدئولوژیکی مخالف آن‏ هستند ولی به‏صراحت اعلام نکرده و با برخوردهای سیاسی، تنها به‏دنبال گذران زمان و تعویق نتایج آن‏اند. کسانی‏که به‏طور علنی، اقتصاد نئو-کلاسیک (اقتصاد لیبرالیسم) را به سخره گرفته و نظریه‏های آن‏را برنمی‏تابند، چگونه می‏توانند مجریان صدیقی برای خصوصی‏سازی باشند و دلایل آن‏را به‏روشنی برای جامعه توضیح دهند؟

اما دلایل خصوصی‏سازی چیست؟ برای خصوصی‏سازی دلایل متفاوتی ذکر شده است. شاخص‏ترین آن‏ها عملکرد ضعیف شرکت‏های دولتی در مقایسه با بخش خصوصی است. به‏طور معمول مشاهده شده است که شرکت‏های دولتی به سبب پایین بودن بهره‏وری، هزینه‏های سنگینی را بر بودجة دولت تحمیل کرده و بار مالی دولت را افزایش می‏دهند. بنابراین یکی از راه‏های مؤثر کاهش کسری بودجة دولت، کاهش این هزینه‏ها توسط خصوصی‏سازی شرکت‏های دولتی است.
با خصوصی‏سازی می‏توان کارایی آن‏دسته از دارایی‏هایی را که در بخش دولتی به‏طور بهینه مورد استفاده قرار نمی‏گیرند و یا از بین می‏روند و هدر می‏شوند، افزایش داده و از اتلاف منابع ملی جلوگیری کرد و درنتیجه، کیفیت مدیریت منابع ملی، افزایش می‏یابند. عملکرد حیرت‏انگیز اقتصادی کشورهای شرق آسیا بر پایة اطمینان به عملکرد بخش خصوصی، ایجاد رقابت شدید میان بنگاه‏های اقتصادی، تکیه بر صادرات و تشویق سرمایه‏گذاری‏های خارجی، نشان می‏دهد که با خصوصی‏سازی می‏توان به بازارهای خارجی، فناوری مطلوب با سرمایه و منابع مورد نیاز، دست پیدا کرد، علاوه بر این‏که بازارهای سرمایه را نیز گسترش داد. شکست اقتصادهای برنامه‏ریزی‏شده و مالکیت دولتی در شوروی سابق، اروپای شرقی و.... ضرورت خصوصی‏سازی را خاطرنشان می‏سازد و اطمینان می‏دهد که از این راه می‏توان پایة مالکیت بخش خصوصی را گسترش داد.

مطالعات نشان داده‏اند که تجربة کشورهای اروپای شرقی که برپایة توزیع سهام بنگاه‏های دولتی (معمولاً شرکت‏های زیان‏ده و ناکارا که نیاز به حمایت‏ها و سوبسیدهای فراوان دولتی بر باقی‏ماندن دارند) میان اقشار مختلف جامعه بوده است، با شکست مواجه شده و پس از مدت کوتاهی که اقتصاد مجبور به پرداخت هزینه‏های هنگفتی می‏شود، دوباره آن‏ها در کنترل دولت درآمد. بنابراین برای خصوصی‏سازی موفق، باید نگرش‏ها اصلاح و از سازوکارهای صحیح خصوصی‏سازی استفاده کرد.
باید خاطرنشان کرد که خصوصی‏سازی، به‏تنهایی یک هدف نیست، بلکه وسیله‏ای است برای رسیدن به اهدافی از قبیل: افزایش کارایی و رشد سریع‏تر اقتصادی. بنابراین افزایش کارایی تولیدی، کاهش دخالت‏های دولت در تصمیم‏گیری‏های اجرایی و رها کردن مسئولان دولتی از دخالت‏های بیش از اندازه در جزئیات کارهای اجرائی و در عوض، تمرکز بر مسائل و سیاست‏هایی که برای حیات ملی کشور ضروری‏اند، از منافع بسیار مهم خصوصی‏سازی به‏شمار می‏آیند.
دولت می‏تواند با خصوصی‏سازی شرکت‏های دولتی، درآمدهای نقدی خود را افزایش داده، ضمن آن‏که به درآمدهای جدید مالیاتی – که درگذشته ایجاد و جمع‏آوری آن‏ها میسر نبود – دسترسی پیدا کند. همچنین با کاهش هزینه‏هایی که قبل از خصوصی‏سازی، شرکت‏های دولتی متحمل می‏شدند، کسری بودجه را کاهش دهد. بخش دولتی قبل از خصوصی‏سازی، به‏دلیل فشارهای سیاسی و اجتماعی مجبور به افزایش اشتغال از راه استخدام بی‏رویه و بدون ضابطة نیروی کار بود که در بسیاری از مواقع مشاهده می‏شد که بهره‏وری نهایی نیروی کار در این شرایط، منفی بوده است. خصوصی‏سازی می‏تواند منابع انسانی و مالی را تخصیص بهینه کند و نیروی کار مازاد را به طرف فعالیت‏های مولد اقتصادی سوق داده و همچنین فرصت‏های به‏وجودآمده برای فعالیت‏های فاسد را کاهش دهد.

بنابراین ایجاد شغل‏های مبتنی بر رشد، به‏جای خلق اشتغال کاذب، می‏تواند از نتایج خصوصی‏سازی محسوب شود. بنگاه‏های تولیدی خصوصی برای افزایش سوددهی و رقابت با دیگران، تلاش فراوان به‏عمل می‏آورند تا به فنون مدیریت علمی، فناوری پیشرفته و منابع مالی جدید برای سرمایه‏گذاری‏های آتی دسترسی پیدا کنند. ضمن آن‏که درصدد افزایش کیفیت محصولات، افزایش صادرات و بهبود ارائة خدمات و جلب رضایت مشتریان نیز هستند. در چنین شرایطی است که تولید و تجارت از فضای اطمینان‏بخشی برخوردار خواهد شد و سرمایه‏هایی که درگذشته از کشور خارج شده بودند، دوباره به کشور برمی‏گردند و کشور می‏تواند از منابع و پس‏اندازهای خارجی نیز بهره‏مند شود. نکتة حایز اهمیت آن‏است که بسیاری از کارگزاران خصوصی‏سازی حتی در ارایة تعریف دقیقی از آن، با مشکل مواجه‏اند.
خصوصی‏سازی در شکل ظاهری عبارت است از فرایندی که طی آن وظایف و تأسیسات بخش دولتی در هر سطحی به بخش خصوصی انتقال داده می‏شود. اما خصوصی‏سازی در مفهوم حقیقی به اشاعة فرهنگی در کلیة سطوح جامعه، اطلاق می‏‏شود که دستگاه قانونگذاری، قوای قضائیه و مجریه و تمامی آحاد یک کشور "باور" کنند که "کار مردم" را باید به "مردم" واگذاشت؛ یعنی مردم بدون دخالت دولت ملزم به انجام وظایف و مسئولیت‏های مربوط به جامعة خود هستند و هیچ نهاد و قدرتی نمی‏تواند آنها را از انجام مسئولیت‏های‏شان بازدارد. همان‏طورکه گفته شد، "خصوصی‏سازی" را به‏عبارتی می‏توان استفادة بهینه از منابع کمیاب برای افزایش بهره‏وری تعریف کرد. خصوصی‏سازی تنها به معنای انتقال ظاهری و اعتباری مایملک دولتی به بخش غیردولتی نیست که البته این فرایند همیشه و در هر شرایط از طرف دولت می‏تواند برگشت‏پذیر باشد. چنانچه کلیت نظام اقتصادی جامعه مبتنی بر اراده و شعور مردم باشد که به‏موجب آن برای مردم حق تصرف و مالکیت در عوامل تولید، دارایی، محصول، پورتفولیو و مواردی نظایر آن ایجاد کند، خصوصی‏سازی موفق و واقعی، محقق شده است.
بنابراین تا زمانی‏که تعابیر مذکور از خصوصی‏سازی در باور یک جامعه "حک" نشده باشد، به فرض آنکه خصوصی‏سازی در شکل ظاهری خود هم محقق شود، اما هیچ تضمینی برای استمرار و پایداری آن وجود نخواهد داشت. تعبیر جدید مؤسسات بین‏المللی که در فرایند خصوصی‏سازی کشورها مشارکت می‏کنند، عبارت است از ((مردم را در فعالیت‏های اقتصادی مسئول کنیم.)) همچنین خصوصی‏سازی، فرصتی استثنایی برای ساختار سیاسی کشور فراهم می‏کند تا مردم نسبت به تصمیمات رهبران سیاسی، حساسیت نشان دهند و در صحنه‏های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و.... مشارکت فعال داشته باشند. گسترش پایة مالکیت دارایی‏های مولد، موجب تقویت بنیان آزادی‏های سیاسی در جامعه خواهد شد. ((مردمی کردن سرمایه)) از راه خصوصی‏سازی، به ثبات اقتصادی کمک می‏کند و برای نظام بازار و بخش خصوصی حمایت‏های جدیدی ایجاد می‏کند.
 شایان ذکر است که هدف گسترش مالکیت شرکت‏های دولتی نباید ما را از هدف مهم‏تر خصوصی‏سازی که همانا افزایش بهره‏وری و کارایی منابع انسانی و مادی جامعه است، غافل کند.

خارج از مسائل نظری، در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، در عمل مشاهده شده است که خصوصی‏سازی ((فرایند سیاسی)) است. کارگزاران و عناصر سیاسی با توسل به شکل ظاهری خصوصی‏سازی، قصد رسیدن به مقاصد آنی خود را دارند و بعد از دست‏یافتن به اهداف مورد نظرشان، ممکن است به‏طور کامل خلاف شعارهای قبلی خود عمل کنند و برای استیلای بیشتر سلطة خود بر اقتصاد، با تعابیر ناصحیح، شخصی و سلیقه‏ای از ارزش‏های عقیدتی و ملی جامعه، اقتصاد دولتی و برنامه‏ریزی شده را تحمیل کنند. بنابراین همان‏طور که رهبر نظام به‏درستی اشاره کردند: "بیشتر این مخالفان افرادی هستند که با اجرای این سیاست‏ها، منافعشان قطع یا اختیارات مدیریتی آنان محدود خواهد شد." پس نباید انجام خصوصی‏سازی به‏ آن‏ها واگذار شود، کسانی‏که از لحاط ایدئولوژیکی مدافع سرسخت اقتصاد دولتی و اشتراکی‏اند هرگز نمی‏توانند به اصول خصوصی‏سازی وفادار بمانند و البته به آن خیانت خواهند کرد. باید ترسید از روزی که دشمنان خصوصی‏سازی را "سینه‏چاکان" آن ببینیم که به‏ظاهر، فرمان رهبر را لبیک گفته‏اند و در شعار، هیچ امری را مهم‏تر از آن به‏حساب نمی‏آورند ولی در عمل نعل وارونه می‏زنند و با نقشه‏ای ازپیش طراحی شده، جلوی حرکت آن ایستاده و مخالفانشان را هم با سخیف‏ترین روش‏ها از پیش‏رو برمی‏دارند.

اعتقاد علمی نگارنده آنست که اکثر کسانی‏که درحال حاضر مسئول انجام چنین امر خطیری شده‏اند، توانایی انجام بهینة آن‏را ندارند و ده‏ها هشدار و تذکار حتی از سوی رهبر نظام، آن‏ها را وادار به انجام واقعی خصوصی‏سازی نخواهد کرد؛ هرچند اعتقاد علمی اکثر صاحب‏نظران اقتصادی مبتنی بر این واقعیت است که: در شرایط ذهنی و عملی کنونی جامعه، خصوصی‏سازی اصلاً امکان‏پذیر نبوده و بیشتر شبیه "زنگ خلوت" اقتصاد و "طنزی" برای انبساط روحیة خستة کارگزاران و بنگاه‏های اقتصادی و دادن آرامش به شرایط حاد کنونی‏ست. نباید اجازه داد که دفاع بد و غلط از خصوصی‏سازی که این روزها رواج بسیار پیدا کرده است، مخالفان آن‏را به سینة تاریخ اقتصاد ایران بسپارند که اگر چنین شود، باید شاهد پسرفت شدید جامعه و اقتصاد در ابعاد گوناگون باشیم. ولی درهر صورت لازم است در مدیریت انسانی اجرای خصوصی‏سازی، تجدیدنظر اساسی و اصولی به‏عمل آید اگر واقعاً به‏دنبال "شکوفایی اقتصادی و پیشرفت نظام اسلامی" هستیم تا تجربة دو دهة گذشته، در دهه‏های آینده دوباره تکرار نشوند.


   13/12/1385 - 11:28:42 AM  م.قریشی  yahagh2010@yahoo.com
مطلب بسیار عالی و عالمانه ای بود. راستی چه عجب پس از مدتها وقفه استاد عزیزم لطف کردند و مطلبی در اینجا نوشتند. ما داشتیم از حضور مجدد ایشان در سایت عزیز ملت کاملا نومید میشدیم. ان شاءالله در آینده حضور ایشان بیشتر باشد. از سایت ملت هم تشکر فراوان میکنیم که نوشته های عالمانه استاد فرهیخته ما را در اینجا منعکس میکند.

   15/12/1385 - 1:31:21 PM  کریمی  
به نظر می رسد اجرای سیاستهای اصل 44 می تواند در اقتصاد کشور تحول ایجاد کند اما مسوولین اجرائی توان اینکه این ریسک را بپذیرند ندارند و به فکر تعادلهای سیاسی خودشان هستند و تعادل با حفظ وضع موجود امکان پذیر است و من هم مثل نویسنده معتقدم انتظارات مقام رهبری برآورده نمی شود.

   نام          پست الکترونیکی     
   
(وارد کردن نام و آدرس پست الکترونیکی الزامی نیست)

      


Copyright © 2005 Mellatnews All rights reserved.